.پرهيزگاري و پيشوايي پرهيزگارانبزگ ترين افتخار براي عالمان شيعه اين است كه عهده دار نقش وراثت از امام زمان (عج) مي شوند؛ يعني ايشان در زمان غيبت، وظيفه اي را انجام مي دهند كه اگر مولايشان حضور مي داشت، آن را انجام مي داد؛ البته در شعاعي كوتاه و ظرفي محدود. كار، همان كار، يعني روشنگري و هدايت خلق خدا است.1


در دوران غيبت، دو وظيفه و تكليف براي ما ضرورت دارد: يكي اين كه خودمان را از آلودگي گناهان و غفلت ها پاك كنيم و لحظه به لحظه به خدا نزديك تر سازيم، و ديگر آن كه دست ديگران را نيز بگيريم و اطراف خويش را نورافشاني كنيم. در واقع بايد نقش امام (ع) را در شعاعي كوچك و محدود ايفا كنيم. ياري، عالمي كه در مكتب اهل بيت (هم) تربيت شده باشد مي تواند يك مرتبه از ولايت و امامت را چه در عرصة تكوين و چه در جنبة‌ تشريع عهده دار شود.

نمونه اي از ولايت اولياي خدا

درست است كه تعداد امامان، به معناي اصطلاحي خودش، دوازده تا بيش تر نيست؛ اما پيروان واقعي ايشان فراوانند. يكي از اوليا و دوستان خدا كه پس از مرگ نيز كرامت هاي فراواني از وي ظاهر شده، مرحوم ميرزاي قمي است. فراوانند كساني كه براي رسيدن به حاجت خود به مقبرة ان بزرگوار در قبرستان شيخانِ قم رفته اند و پس از خواندن فاتحه و سورة يس به حاجت خود رسيده اند. اين شخصيت بزرگ،‌ نزد خداوند چنان مقامي يافته كه آثار وجودي و كرامت هايش فراتر از مواردي است كه زمان حيات او رُخ داده و به قدري گسترده و فراوان است كه ضبط و جمع آوري آن ها بسيار دشوار مي نُمايد.
حضرت آيت الله بهجت، دربارة يكي از كرامت هاي مرحوم ميرزا در زمان حيات او مي فرمود: شخصي كه مقابل مقبرة مرحوم ميرزاي قمي دفن شده، از اهالي قفقاز بوده است. وي زمان حياتش با كارواني از قفقاز كه در آن دوران، در قلمرو ايران بوده است، جهت انجام مراسم حج، عازم مكّة معظمه مي شود. پس از زيارت خانة‌خدا و انجام مراسم حج، قدري سوغات مي خرد و در هميانش مي گذارد و به جدّه مي رود و بر كشتي سوار مي شود تا به ايران بازگردد. از بدِ حادثه، هميان و سوغات و پول هاي داخل آن و ساير وسايلش در دريا مي افتد و او هر چه مي كوشد، موفق نمي شود آن ها را از آب خارج سازد. به شدت ناراحت و افسرده مي شود و چون دل پاك و باصفايي داشته است، خود را به نجف مي رساند و به حرم حضرت علي (ع) مي رود و پس از زيارت به حضرت عرض مي كند: من هميانم را از شما مي خواهم. شب در حالت خواب، حضرت به او مي فرمايد: «برو هميانت را از ميرزاي قمي بگير».
روز بعد دوباره به حرم مي رود و به حضرت عرض مي كند: من ميرزاي قمي را نمي شناسم و هميانم را از شما مي خواهم. شب دوم باز خواب مي بيند كه به او مي فرمايد: «برو هميانت را در قم از ميرزاي قمي بگير». سرانجام چاره اي جز اين نمي بيند كه روانة‌ قم شود. و براي خرج سفر قدري پول از رفقايش قرض مي كند و خود را به قم و خانة‌ ميرزا مي رساند. وقتي در مي زند، خادم پشت در مي آيد و مي گويد: چه كار داري؟ مي گويد: با ميرزا كار دارم. خادم مي گويد: ميرزا هر روز در اين ساعت از بعد از ظهر استراحت مي كند برو و يك ساعت ديگر بيا. در اين حال، مرحوم ميرزا از داخل خانه صدا مي زند كه من بيدارم و خادم را فرا مي خواند و مي گويد: اين هميان را به آن مرد بده. آن مرد هميانش را مي گيرد و خداحافظي مي كند و متوجه نمي شود كه چه كرامت بزرگي از ميرزاي قمي رضوان الله تعالي عليه سر زده است.
وقتي به قفقاز مي رسد، پس از آن كه ديدارها و رفت و آمد دوستان و خويشان به منزل او تمام مي شود، با خانواده اش به گفت و گو مي پردازد و جريان سفر و از دست دادن و دوباره به دست آوردن هميانش را نقل مي كند. زنش مي گويد: چگونه هميانت در جدّه به دريا افتاد و تو آن را در قم به دست آوردي؟! آيا وقتي در قم سراغ هميانت رفتي، از تو نشانيِ اجناس داخل آن را نپرسيدند؟ گفت: خير. من به درِ خانة‌ ميرزا رفتم و ... ناگهان ميرزا از اندرونِ خانه، خادم را صدا زد و هميان را به او داد تا به من بدهد. زنش گفت: آخر چطور نامت را نپرسيد؟! او از كجا مي دانست كه تو درِ خانه را زده اي؟! او از كجا مي دانست كه چه كاري دارد؟! و اصلاً‌ چطور هميان تو سر از خانة ميرزاي قمي در آورده بود؟!
مرد قفقازي تازه متوجه شد كه چه كرامت بزرگي از ميرزا صادر شده و او غافل بوده است؛ از اين رو بسيار ناراحت و متأسّف شد. زنش نيز او را سرزنش كرد كه چطور چنين كرامتِ عظيمي را از آن مرد الاهي ديدي و حتي داخل خانه نرفتي كه او را ببيني و دستش را ببوسي و همين طور هميان را گرفتي و آمدي؟! آن مرد تصميم گرفت زندگي اش را در قفقاز رها كند و به قم بيايد و مقيم قم و خادم خانة ميرزا شود. روزي كه به قم رسيد، دريافت كه ميرزا رحلت كرده و مردم بدن مطهّر او را تشييع مي كنند. او نيز به جمع تشييع كنندگان ملحق شد و گريست و بر سر و سينه مي زد و پس از به خاك سپاري ميرزا تصميم گرفت در مجاورت قبر مطهّر او سكنا گزيند و خادم مقبرة آن جناب شود. مرد قفقازي، عاقبت دار فاني را وداع گفت و او را پايين قبر ميرزا اعلي الله مقامه دفن كردند.
آري، پيروان واقعي امامان (هم) نيز مي توانند به درجه هايي از ولايت، امامت و پيشوايي امت دست يابند:
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ2؛ و ما مي خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم.
به فرمودة خداوند رحمان در سورة فرقان، يكي از درخواست هاي بندگان ويژة‌ او چنين است:
وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً.3
ما را امام و پيشواي پرهيزگاران قرار دِه!
تربيت شدگان مكتب آل البيت (ع) فقط به اين بسنده نمي كنند كه فقط گليم خودشان را از آب بيرون بكشند؛ بلكه همواره از خداوند مي خواهند افزون بر اين كه خود پرهيزگار شوند و به مراتب عالية‌ تقوا برسند، امام و پيشواي ساير پرهيزگاران نيز بشوند.
امام زمان (ع) از ما انجام اين دو وظيفه (پرهيزگاري و پيشوايي پرهيزگاران) را مي خواهد. اگر توانستيم اين دو نقش را به خوبي ايفا كنيم، آن گاه وظيفة شيعة عاشق را در حدّ وسع و توان خودمان درست انجام داده ايم؛ وگرنه، ادعاي عشق بدون انجام وظيفه از هيچ كس پذيرفته نمي شود. كسي كه عشق و محبتش راستين است، هماره در پي انجام خواهش محبوبش مي رود تا جايي كه ديگر چيزي براي خود نمي خواهد؛ بلكه فقط در فكر اين است كه محبوبش چه مي خواهد.

2.جهاد همه جانبة فرهنگي

در اين زمان، نه تنها سكوت در برابر شبهه آفرينان و غارتگرانِ عقيده و ايمان جايز نيست، بلكه مجاهدت در عرصة علمي و فرهنگي واجب ترين وظيفه و تكليف ما است.
بر همة‌ روحانيان، مبلغان، استادان، معلمان و تمامِ مسؤولانِ فرهنگيِ كشور لازم است كه در برابر تهاجمِ بي امانِ فرهنگي به دفاعِ جانانه از مرزهاي عقيدتي و فرهنگي اسلام بشتابند و بدانند جهادي كه امروز بر همة ما واجبِ است، نه جهادي نظامي كه جهادي فرهنگي است. سلاح كارآمدِ امروز نيز نه سلاح نظامي كه سلاحِ فرهنگي است.
بايد همه باور كنيم كه با جنگي به مراتب خطرناك تر از جنگ هشت ساله مواجهيم. در آن جنگ، هدف، اشغال چند وجب از خاك ما بود؛ اما در اين جنگ، هدف نابودي ايمان ما است. به اندازة‌ اهميت ايمان در مقايسه با خاك، اين جنگ فرهنگي مهم تر و خطيرتر از آن جنگ نظامي است.
در عرصة كارزار و دفاع نظامي، صدها هزار شهيد و فدايي وارسته، از جان خويش گذشتند و خون پاك خويش را تقديم كردند تا مرزهاي جغرافيايي ما محفوظ بماند. آيا در عرصة كارزار و دفاع فرهنگي كه بسي سخت تر و خسارت بارتر است، به همان تعداد نيروي آماده و لايق شهادت و فدايي جان بركف نياز نداريم؟ جبهة حق بايد با تمام توان، با سلاح علم و معرفت و منطقِ درست، به مقابله با حزب شيطان بشتابد. هرگز جاي آن نيست كه در مبارزه با هجوم بي امان امواج گمراهي و فساد، به حركت هايي آرام مورچه وار يا به فعاليت هايي سطحي و مقطعي دل خوش كنيم.
بسيار خسارت بار خواهد بود اگر گمان كنيم كه در مواجهه با گسيل انبوه شبهه ها به ذهن هاي فعال جامعه، فقط با تظاهرات و به كارگيري شيوه هاي نظامي مي توانيم موفق باشيم و رسالت خويش را به انجام رسانيم. اين گونه ابزارها وقتي به كار مي آيد كه دشمن نيز با اين ابزار به ميدان آمده باشد. در حال حاضر، دشمن با سلاح فرهنگ به عرصة‌ كارزار آمده است و ما نيز بايد با سلاح فرهنگ به مقابلة آن برخيزيم. امروز، همة‌ استعدادها و نيروها بايد بسيج شوند و به كمك نيروهاي رسمي در خطّ مقدّم جهاد فرهنگي بشتابند تا همان گونه كه در عرصة نبرد نظامي به پيروزي رسيديم، در عرصة فرهنگي نيز به پيروزي بزرگ تري نايل آييم؛ ان شاءالله.

3.دستگيري از نسل جوان

امام زمان (عج) به ويژه در اين زمان، در جهت هدايت شيعيان و جلوگيري از گمراهي جوانان، از ما بسيار انتظار دارد. چگونه ممكن است امام زمان (عج) شاهد باشد جوانان معصومي كه در خاندان شيعه متولد شده اند و سقّشان را با تربت سيدالشهدا (ع) برداشته اند، اين گونه طعمة‌ شياطين و گرگ صفتان شوند و از ما انتظاري نداشته باشند؟! اگر در برابر هجوم بي امان فرهنگي دشمن و خروج فوج جوانان از دين الاهي، فقط ناظر باشيم و چاره اي نينديشيم، چگونه قلب مولايمان از ما راضي خواهد شد؟!
بنده با قاطعيت عرض مي كنم كه بزرگ ترين وظيفة روحانيان در اين عصر، هدايت جوانان و جلوگيري از كفر و الحاد ايشان است. در هيچ زماني،‌ چنين وظيفة خطيري متوجّه روحانيان نبوده است. حتي پيش از پيروزي انقلاب،‌ در دوران ستمشاهي و تسلط كافران نيز وظيفة روحانيان اين قدر سنگين نبوده است. اين وظيفة خطير، مقدّمات بسياري را مي طلبد. كارهايي كه بدان عادت كرده ايم و درس هايي كه به طور معمول مي خوانيم، كافي نيست. بايد ياد بگيريم كه با جوانان عزيزمان چگونه برخورد كنيم؛ مشكلاتشان را چگونه حل كنيم و به شبهاتشان چگونه پاسخ گوييم. امروز شبهه هاي جديدي به ميدان آمده است كه پاسخ هاي جديدي را مي طلبد. بايد بيش تر بكوشيم تا معارف اسلامي را عميق تر بياموزيم و راه تعليمش را به ديگران فرا بگيريم. پاسخ دهي به شبهه را تمرين كنيم تا بتوانيم از عهدة اين مسؤوليت بزرگ برآييم. وفقنا الله و إياكم إن شاء الله.

4.تجهيز به سلاح علم و حكمت

از برخي احاديث معتبر استفاده مي شود كه براي تحقّق و گسترش حكومتِ امام عصر (عج) در سطح جهان، حتي پس از ظهور حضرت، اخلاص، فداكاري، سختي و خون دل خوردن هاي فراوان لازم است. نكتة ديگر آن كه براي تحقق حكومت جهاني موعود،‌ افزون بر مهارت هاي جنگي و نظامي، مهارت ها و توانايي هاي ديگري نيز مورد نياز است. افزون بر شجاعت و شهامت سرداران جنگيِ ورزيده، حكمت و درايت عالماني فرزانه و وارسته نيز نياز خواهد بود.
وقتي دريافتيم كه مهم ترين مشكل امام زمان (عج)، جهاد علمي و فرهنگي با شبهه افكناني است كه قرائت هاي جديدي از دين ارائه مي كنند،‌ روشن مي شود كه افزون بر دلير مرداني ورزيده در عرصة جهاد نظامي به عالماني وارسته و توانا نيازمنديم تا امام زمان (عج) را در جهاد علمي با اين شياطين انسان نُما ياري رسانند؛ البته ما چنان بايد خود را به اوج آمادگي برسانيم كه به محض ظهور حضرتش بتوانيم در ركاب او شمشير بزنيم و از پيشرفته ترين سلاح هاي نظامي نيز استفاده كنيم؛‌ اما حال كه فهميديم امام زمان (عج) مسؤوليت مهم ديگري نيز دارد كه رنج و غصه اش از هر چيز ديگري بيش تر و كشنده تر است، بايد براي ياري اش، خود را به سلاح علم و آگاهي مجهز كنيم و با تمام توان در رفع اين گونه شبهه ها بكوشيم تا بتوانيم دوستان و شيعيان حضرت را از دام شياطينِ شبهه افكن برهانيم.
مرزباني از قلوب شيعيان امام عصر (عج)، برعهدة‌ عالمان رباني است: علماء شيعتنا مزابطون بالثغر الذي يلي ابليس و عفاريته، يمنعونهم عن الخروج علي ضعفاء شيعتنا و عن أن بسلط عليهم ابليس و شيعته النواصب. ألا فمن انتصب لذلك من شيعتنا كان أفضل ممن جاهد الروم و الترك و الخزر ألف ألف مرة‌ لأنه يدفع عن أديان محبينا و ذلك يدفع عن أبدائهم؛4
عالمان شيعيان ما، محافظ و نگهبان آن مرزهايي هستند كه نفوذ گاه ابليس و پيروان جنّي و انسي او است. اين مرزبانان عقيده و ايمان، شيعيان ضعيف ما را از بي ايماني و غلبة شيطان دور مي دارند. آگاه باشيد كه هر كس براي چنين امر مهمي به پاخيزد، فضيلتش هزار هزار مرتبه او فضيلت جنگ و كارزار با تمام دشمنان اسلام بيش تر است؛ چرا كه شرّ و بلا را از دين و بدن محبّان ما دور مي سازد.

پی نوشت ها:

1.امام هادي (ع)دبارة جايگاه والاي عالمان متعهد در عصر غيبتِ امام زمان (عج) مي فرمايد: «اگر نبودند عالماني كه پس از غيبتِ قائم شما، مردم را به سوي حضرت، دعوت و راهنمايي، و با برهان هاي الاهي از دين او دفاع كنند و بندگان ضعيف خدا را از دام ابليس و سركشان و نواصب برهانند، هيچ كس باقي نمي ماند، مگر آن كه از دين خدا خارج مي شد، ولي اين عالمان، همان گونه كه ناخداي كشتي، سكان كشتي را به دست مي گيرد، زمام دل هاي شيعيان ضعيف ما را به دست مي گيرند: اولئك هم الأفضلون عندالله عزوجل؛ همانا ايشان برترين افراد نزد خداوند عزّوجل هستند». (علامه مجلسي، بحارالانوار، ج2، ص 6، باب8، ح12)
2.قصص (28)، 5.
3.فرقان (25)، 74.
4.العاملي النباطي البياظي، الصراط المستقيم، ج2، ص 55؛ طبرسي، الاحتجاج، ص 17؛ تفسير امام حسن عسكري (ع)، ص 243؛ علامه مجلسي، بحارالانوار، ج2، ص5.

 


 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

 پایگاه تخصصی امام حسین علیه السلام به طور اختصاصی به موضوعات مرتبط با امام سوم شیعیان، حضرت سید الشهدا علیه السلام می پردازد و معرفی جهانی آن حضرت و دفاع از مکتب ایشان را به عنوان هدف خود قرار داده است.

شبکه های اجتماعی

 

Template Design:Dima Group

با عضویت در کانال تلگرام سایت جهانی کربلا از آخرین مطالب باخبر شوید .عضویت در کانال تلگرام