يكي از بزرگ ترين نعمت هاي خداوند متعالي براي ما، اين است كه افرادي معصوم را به ما معرفي كرده است؛ اماماني كه شناختشان خطابردار نيست. فرض مطلوب اين است كه آدمي براي تحصيل سعادت دنيا و آخرت خويش، از كسي پيروي كند كه هيچ اشتباه نمي كند.
خداوند، پيغمبر اكرم و امامان (هم) را معصوم و دور از هرگونه خطا قرار داده است تا هر چه مي فرمايند و هر رفتاري كه انجام مي دهند، براي ما قابل اقتدا و تبعيت باشد. دربارة عظمت اين نعمت هر چه بينديشيم و خدا را براي آن شكر كنيم، كم است. اگر وجودهاي مقدّس معصومان (هم) نبودند، ما از گفتار و رفتارشان نمي توانستيم اقتباس كنيم و عاقبت به همان جهالت ها و گمراهي هايي كه فرقه هاي گوناگون در گوشه و كنارِ دنيا به آن دچار شده اند، مبتلا مي شديم.
الگوي ما در هر عصر و زمان، سيرة پيامبران و اماماني است كه خداوند بزرگ سيرة‌ هدايتگرانه شان را اسوة زندگاني ما قرار داده است: أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ 1؛ ايشان كساني هستند كه خداوند، هدايتشان كرده است؛ پس به هدايت ايشان اقتدا كن!
اكنون بنگريم كه اسوه و الگوي قرآني ما در مقابله با دشمنان اسلام (كافران و منافقان)، كيست، و در دورانِ خطيرِ آخرالزمان،‌ در مواجهه با فتنه انگيزي دشمنان و شبهه انگيزي منافقان چگونه بايد ايستادگي كرد.

1.دوري از فتنه ها و شبهه هاي كفرآميز

خداوند مي فرمايد:
وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا.2
و خداوند (اين حكم را) در قرآن بر شما نازل كرده است كه هرگاه بشنويد افرادي آيات خدا را انكار و استهزا مي كنند، با آن ها ننشينيد تا به سخن ديگري بپردازد؛ وگرنه شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و كافران را يكجا در دوزخ جمع مي كند.
اين آيه مي فرمايد: شما چطور مي خواهيد با دشمنان خدا رابطه برقرار كنيد با اين كه خداوند در قرآن آورده است كه اگر ديديد يا شنيديد كساني به آيات الاهي اهانت مي كنند و امور مقدس ديني را به مسخره مي گيرند، تا وقتي كه مشغول استهزاي معارف ديني هستند، شما حق نداريد در مجالسشان بنشينيد و به سخن آن ها گوش كنيد. اگر سخنراني در جلسه اي، معارفِ اسلامي را استهزا مي كند، فرد مسلمان حق ندارد در آن جا بنشيند؛ زيرا اگر در چنين مجلسي شركت كرديد و به سخن آن ها گوش داديد،‌ شما نيز مانند آن ها خواهيد بود؛ يعني شما نيز ايمانتان را از دست مي دهيد. اين كه اهانت بشنويد و سكوت كنيد، به معناي تأييد اهانت است. بعد مي فرمايد: منافقاني كه با كافران ارتباط برقرار مي كنند و در مقابل اهانت هاي آنان به دين سكوت مي كنند، مثل آن ها كافر خواهند بود. و خداوند منافقان و كافران را يكجا در جهنم گرد خواهد آورد.
آيا مي دانيد نقطة آغاز نفاق و كفر كجا است؟! نقطة آغاز كفر، شنيدن سخن كفرآميز است. اين كه دنيا اصرار دارد سخنان كفرآميز شايع شود، براي اين است كه اگر حرفي ده ها بار گفته شد؛ در روزنامه ها نوشته، و در فيلم ها نمايش داده شد، كم كم قبح آن مي ريزد و عادي مي شود. آن وقت شما تعجب مي كنيد كه شخصي در يكي از پست هاي حساس كشور بگويد: ما به آن ديني كه آزادي را تضمين نكند، مرتدّيم. آزادي را نيز اين گونه تفسير كرده اند كه مردم آزاد باشند تا هرگاه خواستند نظام اسلامي را براندازند، هيچ تنشي در جامعه ايجاد نشود. اگر اسلام اين آزادي را تأمين كند، قبولش داريم وگرنه به چنين ديني مرتدّيم! معناي اين سخن اين است كه اگر اسلام اجازه دهد ريشة خودش را بكنند، به آن ايمان داريم؛‌ اما اسلامي را كه در آن بگويند: شما حق نداريد نظام اسلامي را براندازيد، و احكام اسلامي را تعطيل كنيد، قبول نداريم و به آن مرتديم! چون چنين ديني، آزادي را تأمين نمي كند.
كساني در لباس روحاني گفته اند: حكم قطع دست سارق، حكمي بازدارنده است و اگر بتوانيد از راه ديگري جلو دزد را بگيريد، ديگر نبايد دست دزد را ببريد. اين حرف يعني خطِ قرمز روي احكام ضرور و نصّ قرآن. فاصلة بين كفر و ايمان چه ناچيز است: يصبح الرجل مومناً و يمسي كافراً.
امروز، ضروريات اسلام در نشريات پرتيراژ، در كتاب ها و در سخنراني ها با صراحت انكار مي شود و نفس كسي در نمي آيد. اين بيش تر رنج آور است.
اين كفر و نفاق از كجا پديد مي آيد؟ از شنيدن سخنان كفرآميز و مسخره آميز دربارة‌ آيات الاهي :
اذا سمعتم آيات الله يكفربها و يستهزأبها.3
اگر اجازه دهيد حرف هاي كفر آميز به گوشتان وارد شود،‌كم كم اثر مي كند و به تدريج قبح آن مي ريزد. هنگامي كه زشتي اين شبهه ها از بين برود، كساني جرأت خواهند كرد بگويند: دموكراسي بايد به جايي برسد كه مردم آزاد باشند تا هر وقت اراده كردند بتوانند حكومت خويش را عوض كنند؛ هر چند آن حكومت، اسلامي باشد.
ببينيد دست استعمار چه مي كند؟! كشور نيجريه، بزرگ ترين كشور اسلامي در قارة افريقا است كه بيش از صد ميليون جمعيت دارد و با آن كه بيش تر مردم آن مسلمان هستند، حكومت آن حكومتي مسيحي است. در اين كشور نقشه كشيدند كه جشنوارة‌ دختر برگزيده را برگزار كنند؛ از اين رو به همة‌ دنيا اعلام كردند كه بنا است چنين جشنواره اي در نيجريه برگزار شود و ملكة‌ زيبايي دنيا را برگزينند. براي آن كه زمينة فرهنگي و اجتماعي اين توطئه نيز فراهم شود، نويسنده اي مسيحي را واداشتند به وجود مقدّس پيامبر اسلام (ص) توهين كند تا ببينند مردم تا چه حد حساسيت دارند. مردم غيرتمند نيجريه در مقابل آن جشنواره و اين اهانت شورش كردند و صدها كشته و زخمي دادند كه چرا به پيامبر اسلام (ص) توهين شده است. چرا مسلمانان نيجريه اين گونه غيرت نشان مي دهند؟ چون وزارت فرهنگشان، هنوز فرهنگ تساهل و تسامح و بي غيرتي را ترويج نكرده است.

2.اعلان بيزاري و دشمني

سورة ممتحنه اين گونه آغاز مي شود:
بسم الله الرحمن الرحيم يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ.
به نام خداوند بخشندة بخشايشگر. اي كساني كه ايمان آورده ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد. شما به آن ها اظهار محبّت مي كنيد؛ در حالي كه آن ها به آن چه از حق براي شما آمده، كافر شده اند و رسول الله و شما را از شهر و ديارتان بيرون مي رانند.
اين آيه، خطاب به مؤمنان مي فرمايد: اي مؤمنان اگر واقعاً به خدا و روز قيامت ايمان داريد، با دشمنان خدا رابطة دوستي برقرار نكنيد. شما به آن ها اظهار محبت مي كنيد و ارتباط سرّي با آن ها برقرار مي سازيد؛ ولي آن ها از اين رفتار شما سوءاستفاده مي كنند و آيندة‌ جامعة اسلامي را به خطر مي اندازند. از آن ها فريب نخوريد. مقابل آن ها بايستيد و با صراحت بگوييد كه ما با شما دشمن هستيم و تا از خوي استكباريتان دست برنداريد، هرگز با شما آشتي نخواهيم كرد.
ادامة‌ آيات، ما را به اسوه پذيري از حضرت ابراهيم (ع) فرا مي خواند:
قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَءاؤا مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ.4
براي شما سرمشق خوبي در زندگي ابراهيم و كساني كه با او بودند، وجود دارد. هنگامي كه به قوم (مشرك) خود گفتند: «ما از شما و آن چه غير از خدا مي پرستيد، بيزاريم؛ ما به شما كافريم، و ميان ما و شما دشمني هميشگي آشكار شده است تا آن زمان كه به خداي يگانه ايمان بياوريد.
اين آيه مي فرمايد: اي مسلمانان! از ابراهيم ياد بگيريد. ابراهيم همراه آن چه نفري كه به او ايمان آورده بودند،‌ روياروي كشوري بت پرست و قدرت اهريمنيِ نمرود ايستادند و صاف و صريح گفتند كه ما چند نفر، از شما بيزاريم. يك اقليتِ پنج- شش نفري، در برابر جمعيت چند ميليوني بابل كه از عظيم ترين و پيشرفته ترين كشورهاي دنيا در آن زمان بود و در مقابل نمرود كه ادّعاي خدايي مي كرد، ايستادند. اين كار، كار راحتي نبود. ايستادند و گفتند: ما همين اقلّيت ضعيف، از شما و معبودها و بت هايتان بيزاريم.

3.سازش ناپذيري

اهل تساهل و تولرانس مي گويند: به افكار ديگران و به مقدّساتشان احترام بگذاريد؛ اما قرآن مي گويد: با صراحت اعلان كنيد كه ما از كافران بيزاريم:
كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ5
ما به شما كافريم و براي هميشه بين ما و شما دشمني برقرار خواهد بود، مگر اين كه ايمان بياوريد.
از اين كه عدّة‌ شما كم است نترسيد. از اين كه آن ها داراي ثروت، علم، فن آوري و صنايع پيشرفته هستند نترسيد. شما خدا را داريد. اگر اهل استقامت و پايداري باشيد، خدا شما را ياري خواهد كرد. همه چيز را از حضرت ابراهيم (ع) ياد بگيريد، به غير از يك چيز: إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ؛6 جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش (=عمويش آزر) گفت: براي تو آمرزش مي طلبم. ابراهيم (ع) پس از گفت و گوي بي نتيجه اي كه با آزر داشت، از روي رحمت و لطف و به سبب حقّي كه آزر به گردنش داشت، گفت: براي تو استغفار خواهم كرد. قرآن به مسلمانان مي گويد: شما اگر با كافري مواجه شديد، چنان كه ابراهيم با آذر مواجه شد، حتي وعدة استغفار هم به او ندهيد. بگوييد دشمني ما با شما تا ابد ادامه خواهد يافت و هرگز براي شما استغفار نخواهيم كرد. اين تعليم قرآن است. به تعليم تأسّي كنيد. حقيقتي را كه اسلام از ما مي خواهد، در اين نوع مسائل حياتي و سرنوشت ساز است.

4.ايمان به قدرت و ياري الاهي

بايد به پيامبر (ص) تأسّي كنيم كه در برابر احزاب ايستادگي كرد و خم به ابرو نياورد؛ چنان كه مؤمنان به او تأسّي كردند: فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ؛7 و از ايشان، بعضي به شهادت رسيدند و بعضي هم در انتظار شهادتند.
اين گونه باشيد. از اين كه دشمن ما را احاطه كرده و قوي است و ما ضعيف هستيم نترسيد. دشمن قوي تر است يا خدا؟! مگر خدا نبود كه شما را ياري كرد: وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ ؛8 در ماجراي بدر، شما ذليل و بيچاره بوديد و خدا به شما ياري رساند و پيروزتان كرد. مگر آن خدا، از خدايي اش دست برداشته است؟! مگر خدا پير شده، و قدرتش را از دست داده است؟! خدا همان خدا است؛ اگر شما همان بنده ها باشيد.
اگر شما همان بسيجي هايي باشيد كه دلاورانه دشمن را از ميهن اسلامي رانديد و براي جهاد سر از پا نشناختيد و عاشقانه در راه خدا جنگيديد، خدا هم همان خدا است. اگر راست مي گوييد كه به خدا و قيامت ايمان داريد، چرا مي ترسيد؟! يا پيروزي دنيا از آن شما است يا سعادت آخرت و يا هر دو. ترديد به خود راه مدهيد! بايد تا نفس آخر و قطرة آخر خون با دشمن جنگيد! فكر تسامح، تساهل، گفتمان، زندگي مسالمت آميز و ترك مخاصمه را به مغزتان راه ندهيد! سرانجام واپسين امام ما، حضرت مهدي (عج) با شمشير قيام خواهد كرد و به پيروزي نهايي خواهد رسيد. حضرت با گفتمان پيروز نخواهد شد. اين شعرها را مي گويند و اين لالايي ها را مي خوانند كه من و شما را خواب كنند. اگر آن ها راست مي گويند كه دنياي امروز جنگ نمي پذيرد، پس در فلسطين و عراق و افغانستان چه مي گذرد؟! آيا ايشان با مردم مظلوم فلسطين و عراق گفتمان مي كنند؟! آيا حاضرند كوچك ترين حق اين مردم مظلوم را بدهند؟! پس چرا در اين كشورها كودكان و زنان را بمباران مي كنند؟! چرا بچه هاي شيرخوار را هدف تير قرار مي دهند؟! چرا بيمارستان ها،‌ مدارس و انبارهاي غذا را منفجر مي كنند؟! چرا محصول زراعت و درخت هايشان را مي سوزانند؟! چرا از هر طرف آنان را محاصره مي كنند و دائم بر سرشان آتش مي بارند؟! آيا معناي طرفداري از حقوق بشر اين است؟! آيا معناي دموكراسي و آزادي اين است؟! تا كي مي خواهيم از اين شياطين بدتر از ابليس فريب بخوريم و در برابرِ آن ها دستمان را بلند كنيم و تسليمي شويم. اگر بنا است كشته بشويم، بگذار دست كم در راه خدا و راه دفاع از ايمان و عقيده و دينمان شهيد شويم. آن ها به ما وعده مي دهند؛ ولي وقتي بر ما مسلّط شدند و به آرزوي خودشان رسيدند، ديگر هيچ كس را نمي شناسند. تجربة افغانستان و عراق كافي نيست؟ در آينده، تجربة‌ سوريه و عربستان نيز خواهد بود. خدا نياورد روزي كه نوبت به تجربة بعضي از مسؤولانِ فريب خوردة مملكت ما برسد!

پی نوشت ها:

1.انعام (6): 90.
2.نساء(4)،140.
3.ممتحنه (60)،1.
4. ممتحنه (60)،4.
5و 6.ممتحنه (60)، 4.
7.احزاب (33)، 23.
8.آل عمران (3)، 123.

 


 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

 پایگاه تخصصی امام حسین علیه السلام به طور اختصاصی به موضوعات مرتبط با امام سوم شیعیان، حضرت سید الشهدا علیه السلام می پردازد و معرفی جهانی آن حضرت و دفاع از مکتب ایشان را به عنوان هدف خود قرار داده است.

شبکه های اجتماعی

 

Template Design:Dima Group

با عضویت در کانال تلگرام سایت جهانی کربلا از آخرین مطالب باخبر شوید .عضویت در کانال تلگرام