رسيدگي امام سجاد(علیه السلام) به نيازمندان از بارزترين امتيازهاي ائمه اطهار(ع) بر ساير انسان ها، اين است كه انسان ها معمولا با گرايش به بعد مادي از ابعاد معنوي يا مادي، از ساير جنبه ها غافل مي شوند ولي امامان معصوم(ع) در پرتو هدايت ويژه حق، از هر گونه افراط و تفريط ايمنند و در رفتار فردي و اجتماعي و اعمال عبادي و معنوي و نيز زندگي آنان، تعادلي منطقي و معقول مشهود است و اين ويژگي است كه ايشان را سزاوار جايگاه امامت و شايسته الگو بودن براي خلق ساخته است.

 

در ملاك هاي بشري و انسان هاي معمولي كسي كه داراي آن حالات فوق العاده در نماز و وضو و دعا و مناجات و حج و ... باشد و در سجده هايش صدها و هزارها مرتبه، ذكر خدا را تكرار كند، انساني است منزوي كه تمام وقت و عمر خود را صرف عبادات فردي كرده و به هيچ نيازي از نيازهاي زندگي مادي و حيات اجتماعي توجه ندارد! در حالي كه زندگي امام سجاد(ع) خلاف اين برداشت را به اثبات مي رساند.
وي با وجود آن همه دعاها و مناجات هاي طولاني و كم نظير از جامعه خود و نيازها و واقعيت هاي زمانش غافل نيست بلكه در ميدان وظايف اجتماعي و اخلاقي نيز پيشوايي الگو و نمونه است.
به راستي جاي تامل و پندآموزي و همچنين شگفتي دارد كه زينت عبادتگران، سرور سجده گزاران و مقتداي زاهدان و متقيان با آن همه سجده هاي طولاني و شب زنده داري هاي مداوم، مخارج زندگي صد خانواده محروم مدينه را متكفل بوده و نيازهاي آنان را برآورده مي ساخته است.[1]
ارج و ارزشي را كه ما براي بخشندگي و كرم امامان معصوم(ع) قايل هستيم از اين جهت نيست كه آنها هدايا و عطاياي فراواني به تنگدستان و نيازمندان مي داده اند زيرا اين گونه بخشش ها از بخشندگان معمولي هم شايد ديده شود اما آنچه بخشش هاي آنها را از بخشش هاي ديگران ممتاز مي سازد هدف و اثر معنوي اين بخشش هاست كه اين بزرگواران در عطاياي خود جهات گوناگوني را در نظر داشته اند.
به عنوان مثال گاهي عطايايشان سبب هدايت گمراه يا راهنمايي جاهلي مي شد يا جايي كه پيوند خويشاوندي قطع شده بود بخششي مي كردند كه سبب صله رحم مي شد و يا حقيقتي مجهول به وسيله آن معلوم و كشف مي گرديد و ...
بعلاوه هركس معرفت و شناخت درست به امامان معصوم(ع) داشته باشد مي داند كه آنها سبب ارتباط ميان خدا و بندگانش هستند و همه نعمت هايي كه خداوند همواره به مردم در دنيا عطا مي كند به خاطر آنهاست. پس به بركت وجود آنها مردم روزي مي خورند و زمين و آسمان ثابت مانده است و همه آنها در تمام نعمت هاي الهي با يكديگر برابرند.
چه كسي مي تواند با آنها مسابقه دهد در حالي كه آنها در ميدان مسابقه به خط نهايي رسيده اند و گوي سبقت را از همه گان ربوده اند؟
آنچه تاريخ از داستانهاي بخشندگي و عطاياي امامان نوشته است، اندكي از بسيار و قطره اي از درياست.
امام علي بن الحسين(ع) يكي از مرواريد هاي درخشان در اين طوق طلايي است از جهت تمام فضايل و مناقب كه هرگاه شب فرا مي رسيد و چشم ها به خواب مي رفت هرآنچه پول و آرد و روغن در خانه داشت جمع مي كرد و روي پشت خود قرار مي داد و بيرون مي آمد در حالي كه صورت خود را پوشانده تا شناخته نشود و در خانه فقرا را مي كوبيد و عطاي فراواني به آنها مي داد و بسياري از كساني كه به عطاي وي عادت كرده بودند شب ها بر در خانه خود به انتظار آمدنش بر دم درها مي نشستند و همين كه او را از دور مي ديدند يكديگر را بشارت مي دادند و مي گفتند: صاحب انبان آمد. و چون نقاب بسته بود هرگز او را نمي شناختند.

 

جلوه هايي از سيره امام سجاد در برخورد با نيازمندان

1.كمك پنهاني امام

محبوبترين چيز از نظر امام سجاد(ع) صدقه پنهاني بود كه هيچ كس از آن با خبر نباشد و همواره ديگران را نيز به صدقه مخفيانه تشويق مي كرد.
ابوحمزه ثمالي مي گويد: امام زين العابدين(ع) در تاريكي شب، نان و نواي مستمندان را بر دوش مي كشيد و به طور ناشناس آن را انفاق مي كرد و مي فرمود: «ان صدقة السر تطفيء غضب الرب؛ همانا صدقه پنهاني خشم الهي را فرو مي نشاند.»[2]
بارها در ظلمت شب از خانه بيرون مي شد و هدايا و عطاهاي خود را به مستمندان مي رساند در حالي كه صورتش را پوشانده بود واز آنان پنهان مي داشت به طوري كه فقرا با مرحمت و لطف ايشان عادت كرده بودند.
ابن عايشه مي گويد: از مردم مدينه شنيدم كه مي گفتند: صدقه نهاني از ما قطع نشد مگر وقتي كه علي بن حسين(ع) از دنيا رفت.[3]
محمدبن اسحاق مي گويد: بسياري از خانواده هاي محروم و نيازمند مدينه، شبانگاه از لطف و بخشش مردي ناشناس بهره مند مي شدند و هرگز او را نشناختند مگر زماني كه علي بن حسين(ع) درگذشت و آن مرد ناشناس ديگر به سراغ آنان نيامد. آنگاه بود كه دانستند آن امدادگر ناشناس زين العابدين (ع) بوده است.[4]
يكي از پسر عموهاي آن حضرت مستمند و نيازمند بود و امام هميشه در نهان و به طور ناشناس وي را كمك مي كرد. اما از آنجا كه وي چهره امام را نمي ديد و نمي شناخت همواره از آن حضرت گله مند و شاكي بود كه چرا از من دستگيري نمي كنيد و به من رسيدگي نمي نماييد؟
امام زين العابدين(ع) با شنيدن گله هاي او، خويش را از معرفي خود باز مي داشت و هرگز به او نفرمود كه آن ناشناس امدادگر كه شبانه به تو سر مي زند، من هستم. تا اين كه امام از دنيا رفت. تازه آن وقت وي از واقعيت خبر دار شد كه آن كسي كه شبانه به او كمك مي رسانيد امام سجاد(ع) بوده است. اين بود كه بعدها بر سر قبر امام مي رفت و گريه مي كرد و عذرخواهي مي نمود.[5]
چنين بود كه پس از شهادت امام سجاد(ع) وقتي بدنش را غسل مي دادند آثاري بر پشت و شانه هاي وي مشاهده گرديد و چون علتش را پرسيدند دانستند كه آنها آثاري است كه از نانها و كوله بارهايي بوده است كه امام سجاد(ع) شبانه و در تاريكي بر دوش مي كشيده است.[6]
يعقوبي نقل مي كند: وقتي كه امام را غسل مي دادند روي شانه هاي آن حضرت پينه اي مانند پينه زانوي شتر ديدند از اعضاي خانواده اش سوال كردند كه اين اثر چيست؟ گفتند: اثر بردن غذا در شبهاست كه به منازل فقرا مي برد.[7]

2.انفاق فقط براي رضاي خدا

بخشش ها و صدقات امام به فقرا تنها و فقط براي رضاي خدا بود و ايشان در كارهاي خير و احساني كه به مستمندان و محرومان مي كرد جز رضاي خدا و ذخيره براي عالم آخرت نداشت. امام سجاد(ع) مصداق بارز اين آيه شريفه است كه مي فرمايد:
«الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله ثم لايتبعون ما انفقوا منا و اذي لهم اجرهم عند ربهم و لاهم يحزنون؛ آنان كه مالشان را در راه خدا انفاق كنند و به دنبال آن هيچ منتي نگذارند و آزاري نرسانند، پاداشي نيكو در نزد خدا دارند و از هيچ پيشامدي بيمناك نمي شوند.»[8]
سفيان بن عيينه از زهري نقل مي كند كه: شب سردي امام علي بن حسين(ع) را در كوچه هاي مدينه ديدم كه مقداري آرد و هيزم بر پشت گرفته و حمل مي كند. عرض كردم:
اي پسر رسول خدا! چه بر دوش داريد؟
امام(ع) با صداي ضعيفي فرمود: سفري در پيش دارم و توشه آن را آماده كرده ام و مي خواهم در جاي امني قرار دهم.
عرض كردم: آيا اجازه مي دهيد خدمتكار من شما را در حمل اين آذوقه و بار كمك كند؟
امام فرمود: خير.
عرض كردم: اجازه بفرماييد خودم شخصا حمل مي كنم و كمكتان مي نمايم.
امام بازهم فرمود: خير. چيزي را كه در سفر به كار من مي آيد چرا خودم آن را متحمل نشوم. تو را به خدا سوگند مرا تنها بگذار!
زهري مي گويد: آن شب گذشت چندي بعد خدمت امام رسيدم و عرض كردم: يابن رسول الله! گويا به آن مسافرتي كه در نظر داشتيد نرفته ايد؟
امام فرمود: آن سفر از آن نوع سفرها كه تو پنداشتي نبود. منظور من سفر آخرت بود و من براي آن جهان خود را آماده مي كنم. آمادگي براي مرگ آن هم با دوري از حرام و بذل و بخشش و انجام كارهاي نيك.[9]

3. انفاق و توجه به فقرا همراه با احترام

امام زين العابدين(ع) براي فقرا و نيازمندان و تهيدستان احترام خاصي قائل بود و نسبت به آنها بسيار مهربان و رئوف بود.
برخورد امام با نيازمندان برخورد فردي توانمند و برتر با فردي زيردست و منت پذير نبود بلكه آن حضرت سعي داشت تا هنگام رفع نياز مستمندان در ايشان آثار تذلل و كوچكي آشكار نگردد. بالاخص در موقع انفاق و كمك به محرومان عواطف و احساسات ايشان را در نظر مي گرفت لذا بيشتر انفاق ها و كمك هاي امام در تاريكي شب و مخفيانه صورت مي گرفت به طوري كه حتي آنها امام را نمي شناختند. هرگاه به سائلي چيزي مي داد آن را مي بوسيد تا اثر ذلت و نيازمندي را در آن احساس نكند. لذا هرگاه كسي براي كمك به او مراجعه مي كرد مي فرمود:
«مرحبا بمن يحمل زادي الي الاخرة؛ خوش آمدي، مرحبا به كسي كه بار مرا براي سفر آخرت به دوش مي كشد و مرا در رسيدن به سراي آخرت ياري مي دهد.»[10]
مكرر ديده مي شد كه امام بر سر سفره اش يتيمان و بيچارگان و از كارافتادگان و مستمنداني كه هيچ راهي براي ادامه زندگي ندارند، جمع كرده است و خود شخصا با دست مباركش از آنها پذيرايي مي كند.
امام باقر(ع) مي فرمايد: «چه بسيار مواردي كه پدرم، در كنار يتيمان و بينوايان مي نشست و با دست خويش به آنها غذا مي داد و براي آنان كه عيالمند بودند، غذا مي فرستاد.»[11]
نوشته اند: از هم خوراك شدن با يتيمان و بيماران ناتوان و كور مادرزاد و مساكيني كه هيچ چاره اي نداشته خوشحال مي شد.[12]
امام سجاد(ع) در روزهايي كه روزه داشت گاه با دست خود غذا مي پخت و هنگام افطار آنها را به خانه نيازمندان مي فرستاد و چه بسا مواردي كه از آن غذا براي خود آن حضرت باقي نمي ماند و با نان و خرما افطار مي كرد.[13]
حضرت تا آنجا حال فقرا را رعايت مي كرد و به ايشان توجه مي نمود كه حتي راضي نبود محصول درخت خرما را شب ( كه فقرا در آن وقت حضور نداشتند) جمع كند تا مبادا آنها از استفاده آن محروم بمانند. روزي به آن كسي كه امور منزل امام را اداره مي كرد به خاطر اين كه محصول درخت خرمايي را آخر شب جمع كرده بود، فرمود: « اين كار را مكن. مگر نمي داني كه رسول خدا(ص) از چيدن ميوه و بريدن درخت خرما در شب نهي كرده است. و بارها مي فرمود: يك خوشه را به هركس كه خواست مي دهي و روز چيدن محصول ، اين حق اوست.»[14]
امام سجاد(ع) براي حفظ شخصيت شخص تهيدست و نيازمند و براي اينكه اثر ذلت و نيازمندي در چهره شخص آشكار و ظاهر نگردد، چه بسا قبل از اظهار نياز، به آنان كمك مي كرد.
ابن سعد (متوفاي 200 ه.ق) مي نويسد: چه بسا نيازمنداني كه به حضور امام سجاد(ع) مي رسيدند و قبل از اظهار نياز، خواسته خود را از امام دريافت مي كردند و امام مي فرمود: «صدقه قبل از اين كه به دست نيازمند برسد، نخست به دست خداوند مي رسد.»[15]

4.نهي از رد سائل

امام علي بن حسين(ع) از رد كردن سائل و محروم داشتن او نهي مي كرد. سعيد بن مسيب روايت كرده: روزي در خدمت امام سجاد(ع) بودم موقعي كه نماز صبح را خواند، سائلي در زد. امام (ع) فرمود: «به سائل چيزي بدهيد و او را دست خالي رد نكنيد.»[16]
اين فرموده امام در روايات زيادي آمده است كه حاكي از اهميت و تاكيد امام بر اين امر داشته است.
ابوحمزه ثمالي روايت كرده و مي گويد: روز جمعه اي در مدينه نماز صبح را در خدمت امام علي بن حسين(ع) خواندم. وقتي كه امام از نمازش فارغ شد و برخاست و به داخل منزل رفت و من هم در خدمت ايشان مي رفتم، كنيزي داشت به نام سكينه، او را صدا زد و فرمود: «نبايد گدايي از در خانه من عبوركند مگر آنكه او را اطعام كنيد، آخر امروز روز جمعه است.»
ابوحمزه مي گويد: عرض كردم: مولاي من همه گداها كه مستحق نيستند؟
حضرت فرمود: ابوحمزه! از آن مي ترسم كه بعضي از افراد سائل مستحق باشند و ما او را غذا ندهيم و دست رد به سينه او بزنيم و در نتيجه آنچه بر يعقوب و اهل بيتش نازل شد بر ما اهل بيت نازل شود. به آنها اطعام كنيد، اطعام كنيد. همانا حضرت يعقوب هر روز گوسفند نري را سر مي بريد و مقداري را صدقه مي داد و بقيه را خود و خانواده اش مي خوردند. اتفاقا سائلي با ايمان و روزه داري مستحق كه در نزد خداي متعال مقامي داشت روز جمعه اي موقع افطار به در خانه يعقوب آمد و فرياد زد: به من سائل غريب گرسنه مقداري از زيادي خوراكتان بدهيد.
افراد خانواده يعقوب صداي او را شنيدند اما نمي دانستند كه مستحق است يا نه و حرف او را باور نكردند وقتي كه او نااميد شد در تاريكي شب دست خالي از آنجا رفت و آن شب را با شكم گرسنه به سر برد. در حالي كه از گرسنگي خود به پيشگاه خدا شكوه داشت.
بامداد آن شب خداوند به حضرت يعقو وحي كرد تو بنده ما را خوار كردي و با اين عمل باعث خشم من شدي. اي يعقوب محبوبترين انبياء در نزد من و از همه گرامي تر آن پيامبري است كه بر بندگان درمانده ام رحم كند و آنها را به خود نزديك سازد و در صورتي كه جا و منزلي دارد به ايشان اطعام نمايد.
اي يعقوب چرا به بنده من كه در عبادت خود كوشا و از ظاهر دنيا به اندكي قانع بود رحم نكرديد؟ به عزت و جلالم سوگند كه بلايم را بر تو نازل كنم و تو و فرزندان تو را هدف مصائبم مي گردانم.»[17]
حضرت به خدمتگزار خود مي فرمود: هرگاه به سائل چيزي مي دهي از او بخواه كه دعاي خير كند، زيرا دعاي او رد نمي شود.[18]

5. انفاق از بهترين ها و دوست داشتني ها

امام سجاد(ع) به فقرا از بهترين چيزها و يا چيزهايي كه مورد علاقه خودش بود انفاق مي كرد. راويان اخبار مي گويند: امام بادام و شكر به فقرا صدقه مي داد. وقتي از علت آن جويا شدند، در پاسخ اين آيه را تلاوت فرمود: « لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون؛ هرگز به نيكي نمي رسيد، مگر از آنچه دوست مي داريد در راه خدا انفاق كنيد.»[19]
امام (ع) موقع افطار انگور را بسيار دوست داشت. روزي روزه دار بود، كنيزش خوشه انگوري در وفت افطار به خدمت امام آورد. ناگهان گدايي به در خانه آمد. حضرت دستور داد تا آن خوشه انگور را به آن گدا بدهند. كنيز دوباره رفت و خوشه اي تهيه كرد، همين كه خوشه انگور را به خدمت امام آورد سائل ديگري در زد. امام دستور داد خوشه انگور را به او بدهند. براي بار سوم كنيز رفت و خوشه انگوري خريد و آورد. باز گدايي در زده و امام (ع) خوشه انگور را به او دادند.[20]
اين كار امام همانند عمل خير پدران بزرگوارش بود كه سه روز پياپي خوراكشان را به مسكين و يتيم و اسير دادند در حالي كه خود روزه دار بودند و درباره آنها سوره هل اتي نازل شد كه اين نشان بزرگواري و شرف براي ايشان در سراسر تاريخ و تا پايان تاريخ باقي است.
حضرت بسيار اتفاق مي افتاد كه لباس هايي كه بر تن خويش مي نمود صدقه مي داد. همين كه زمستان تمام مي شد لباس هاي زمستاني را صدقه مي داد و در آخر تابستان لباس هاي تابستاني را تصدق مي كرد. چنان كه گاهي لباس خز را به كسي مي داد كه از قيمتش خبر نداشت. اگر كسي مي گفت: چرا لباست را نمي فروشي و آن را صدقه مي دهي؟ مي فرمود: من دوست ندارم لباسي را كه با آن نماز خوانده و عبادت كرده ام، آن را بفروشم.[21]

6.پيشقدم در انفاق

از خصوصيات امام سجاد(ع) احسان و نيكي به مردم است. ايشان در كمك به محرومان و نيازمندان هميشه پيش قدم بود. مورخان مي گويند: ممكن نبود كه امام بداند كسي وامي دارد مگر اين كه وامش را مي پرداخت و او از همه كس زودتر به رفع نيازمندان اقدام مي كرد تا مبادا ديگري زودتر اقدام نمايد و او از اجر و ثواب آن كار خير محروم و بي نصيب بماند. لذا مي فرمود:
«اگر دشمن من حاجتي داشته باشد و به من عرضه كند من هرچه زودتر نياز او را برطرف خواهم كرد تا مبادا ديگري بر من پيشي بگيرد و او را از من بي نياز كند و من از فضيلت آن محروم شوم.»[22]
زهري نقل مي كند: در خدمت امام علي بن حسين(ع) بودم مردي از اصحابش شرفياب شد، عرض كرد: من مردي عيالوارم و چهارصد دينار مقروضم و قدرت پرداخت آن را ندارم.
در آن موقع نزد امام(ع) چيزي موجود نبود تا به او بپردازد اين بود كه اشك از چشمانش سرازير شد و فرمود: «كدام غم و مصيبت از اين بالاتر كه مومن آزاده اي ببيند برادر مومنش مشكلي دارد و نتواند آن را برطرف نمايد.»[23]
وقتي كه عبدالله بن حسن در حال احتضار بود، طلبكارانش جمع شدند و حق خود را از او درخواست مي كردند، گفت: من الان چيزي ندارم اما هر يك از دو نفر را كه قبول مي كنيد تا بگويم حق شما را ادا كند: علي بن حسين(ع) و يا عبدالله بن جعفر.
آنها امام سجاد(ع) را پذيرفتند و آن حضرت ضمانت كرد كه هنگام برداشت محصول حق شان را بدهد و همين كه موقع برداشت محصول شد حق همه آنها را ادا فرمود.[24]
گويند محمد بن اسامه مريض شد و امام سجاد(ع) به عيادت او رفت. وقتي كه كنار بستر او نشست محمد شروع به گريستن كرد. امام(ع) فرمود: چرا گريه مي كني؟
عرض كرد: وامي دارم.
حضرت فرمود: چقدر وام و بدهي داري؟
عرض كرد: پانزده هزار دينار
امام فرمود: نگران نباش، من پرداخت بدهي ات را بر عهده مي گيرم. امام از مجلس بلند نشد مگر آن كه ان مبلغ را پرداخت و بدين وسيله اندوه بيمار را از وام و بدهي برطرف ساخت.[25]

پی نوشتها :

1- طبقات ابن سعد، ج5، ص164؛ اعلام الوري، ص256؛ كشف الغمه، ج2، ص266؛ بحارالانوار، ج46، ص88.
2- بحارالانوار، ج46، ص88؛ حلية الاولياء، ج3، ص135.
3- صفة الصفوة، ج2، ص45.
4- كشف الغمه، ج2، ص266؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج2، ص254.
5- كشف الغمه، ج2، ص303؛ حلية الاولياء، ج3، ص140؛ بحارالانوار، ج46، ص100.
6- اعيان الشيعه، ج1، ص633؛ كشف الغمه، ج2، ص266؛ حلية الاولياء، ج3، ص135.
7- تاريخ يعقوبي، ج3، ص45.
8- قرآن كريم، سوره مباركه بقره، آيه 262.
9- علل الشرايع، ص231، بحارالانوار، ج46، ص 65؛ مناقب، ج4، ص153.
10- تذكرة الخواص، ص184؛ صفة الصفوة، ج2، ص53.
11- مناقب، ج4، ص153، علل الشرايع، ص231.
12- المناقب، ج2، ص255.
13- تذكرة الخواص، ص184.
14- وسائل الشيعه، ج6، ص138.
15- طبقات ابن سعد، ج5، ص160.
16- كافي، ج4، ص15.
17- دارالسلام علامه نوري، ج2، ص141.
18- لئالي الاخبار، ص274.
19- بحارالانوار، ج46، ص89.
20- فروع كافي، ج6، ص350؛ محاسن برقي، ص547.
21- المناقب، ج2، ص255؛ ناسخ التواريخ، ج1، ص67.
22. ناسخ التواريخ، ج1، ص13.
23- امالي شيخ صدوق.
24- الوافي، ج10، ص106.
25- البداية و النهاية، ج9، ص105، سير اعلام النبلاء، ج4، ص239.

 


 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

 پایگاه تخصصی امام حسین علیه السلام به طور اختصاصی به موضوعات مرتبط با امام سوم شیعیان، حضرت سید الشهدا علیه السلام می پردازد و معرفی جهانی آن حضرت و دفاع از مکتب ایشان را به عنوان هدف خود قرار داده است.

شبکه های اجتماعی

 

Template Design:Dima Group

با عضویت در کانال تلگرام سایت جهانی کربلا از آخرین مطالب باخبر شوید .عضویت در کانال تلگرام