توکل در همه امور مطلوب و لازم است، منتهي بايد توجه شود، توكل به اين معنا نيست كه انسان كارهاي خود را زمين بگذارد و ازتوان عقلي و عملي خويش براي رسيدن به مقصود استفاده نكند، و همه كارهايش را به خدا واگذار كنيد. توكل حقيقي به آن است انسان از تمام نيروي خود در جهت رسيدن به مقصودش استفاده كند و پس از تلاش و اجتهاد فراوان خود، براي جبران كمبود ها و ضعف هاي خود به نيروي خداوند تكيه كند و از خداوند مدد بگيرد.
توضيح بيشتر:


«توكل» از ماده «وكالت» به معناي انتخاب وكيل و اعتماد بر ديگري است. هر قدر وكيل توانايي و آگاهي بيشتري داشته باشد، شخص موكل احساس آرامش بيشتري مي كند و چون علم خدا بي پايان و توانايي اش نامحدود است اگر انسان بر او توكل كند آرامش فوق العاده اي احساس مي كند، در برابر مشكلات وحوادث مقاوم مي شود و از دشمنان نيرومند و خطرناك نمي هراسد. در سختي ها به بن بست نمي رسد و پيوسته راه خود را به سوي هدف ادامه مي دهد.
انساني كه بر خدا توكل دارد هرگز احساس حقارت و ضعف نمي كند بلكه به اتكاي لطف خدا و علم و قدرت بي پايان او خود را فاتح و پيروز مي بيند و حتي شكست هاي مقطعي او را نااميد نمي سازد. هرگاه توكل به مفهوم صحيح كلمه در جان انسان پياده شود به يقين اميد آفرين، نيروبخش و باعث تقويت اراده و تحكيم مقاومت و پايمردي است. البته معناي توكل اين نيست كه انسان دست از تلاش و كوشش بردارد بلكه بايد تا آن جا كه توان دارد تلاش كند و منزلگاه ها را يكي پس از ديگري بپيمايد، اما آنچه که تلاش کرده و نيز آنچه که از توان او بيرون است، به ثمر برسد به خدا واگذارد و از الطاف او مدد بگيرد. پس حقيقت توكل كه در شرع مقدس اسلام آمده همان اعتماد قلبي در تمام كارها بر خدا و صرف نظر كردن از غير او است و اين منافاتي با تحصيل اسباب ندارد، مشروط بر اين كه اسباب را در سرنوشت خود اصل اساسي نشمرد.
در حديثي پيامبر اكرم(ص) از جبرئيل(ع) مي پرسد: توكل بر خداوند بزرگ چيست؟ عرض كرد: آگاهي از اين كه مخلوق نمي تواند سود و زياني برساند و يا چيزي ببخشد و يا مانع بخشيدن شود و نيز مأيوس شدن از خلق (و اميدواري به خدا).
مراحل توكل:
توكل را مى‏توان بطور كلى بر سه قسم تقسيم كرد:
1- توكل زبانى: يعنى آن توكلى كه فقط با زبان گفته مى‏شود توكلت على الله (برخداتوكل كردم) اين توكل از ارزش معنوى برخودار نيست.
2- توكل اعتقادى: يعنى آن توكلى كه ناشى از اين اعتقاد است كه واقعا همه كاره خداوند تبارك و تعالى است و حقيقتا او تكيه گاه همه چيز و همه كس است با توجه به اين اعتقاد توكل بر خداى تعالى مى‏شود و سپس بر كارى اقدام مى‏گردد اين توكل از ارزش معنوى برخودار است كهاكثر مسلمان‏ها مى‏توانند با توجه به اين مرحله توكل كارهاى خود را آغاز كنند.
3- توكل قلبى: يعنى آن توكلى كه از حالات بلكه از ملكات فضيله نفس انسانى گشته است و شايد حديث شريف زير به اين مرحله عالى از توكل اشاره داشته باشد: على بن سويد مى‏گويد از امام موسى بن جعفر(ع) درباره اين آيه شريفه و من يتوكل علىالله فهو حسبهA }هر كس بر خدا توكل كند خدا او را بس است پرسيدم حضرت فرمود: التوكل على الله درجات منها ان تتوكل على الله فىامورك كلها فما فعل بك كنت عنه راضيا تعلم انه لا يألوك خيرا و فضلاً و تعلم ان الحكم فى ذالك له فتوكل على الله بتفويض ذالكاليه وثق به فيها و فى غيرها؛ توكل بر خدا داراى درجاتى است از جمله اينكه در تمام كارهايت برخدا توكل كنى پس هر چه خدا با تو انجامداد (و اراده حكمت آميزش بر هر چه تعلق گرفت) راضى باشى علم و يقين داشته باشى كه او از هيچ خيز و فضلى دريغ نكند و نيز علم و يقين داشتهباشى كه حكم و فرمان در اين جهت با اوست پس با واگذارى كار به او بر او توكل كن و به او در كارهاى خود و كارهاى غير خود وثوق (اطمينان وآرامش) داشته باش (ترجمه اصول كافى كلينى، ج 3، ص 106، ر 5).
در اين حديث به دو مقام بلند معنوى كه از اركان ايمان هم هستند اشاره شده است: 1- مقام رضا 2- مقام تفويض. امام على(ع) مى‏فرمايند: الايمان على اربعه اركان، التوكل على الله و التفويض الى اللهو التسليم لامرالله و الرضا بقضاءاللهايمان چهار ركن دارد 1- توكل برخدا 2- تفويض الى الله 3- تسليم امرالله 4- رضا به قضاىالهى (ميزان الحكمه، ج 1، ص 318، ر 1348). در نتيجه ايمان كه خود فقط يك امر قلبى است نه اعتقادى و زبانى چهار ركن دارد كه همه آنها نيز قلبى مى‏باشند بنابراين آن توكلى در كلام امام موسى بن جعفر(ع) مراد استكه قلبى باشد در چنين توكلى علم، يقين، وثوق و آرامش نهفته است و توكل كننده ذره‏اى دغدغه و ناآرامى ندارد توكل قسم اول از آن منافقين است زيرا صرفا توكل زبانى است و باطن بدان اعتقادى ندارد توكل قسم دوم بهره عامه مسلمانان است و توكل قسم سوم ويژه مؤمنان واقعىاست كه دستيابى به آن بسيار مشكل و در درازمدت مى‏باشد و هر كس به اين مقام و مرحله سوم رسيد متوكل واقعى مى‏باشد.
توكل داراي آثار زير است:
1-نخستين اثري كه در يك انسان متوكل به وجود مي آيد، مسأله اعتماد به نفس و ايستادگي و مقاومت در برابر مشكلات است، چون كار خود را به خداي قادر عالم و عزيز مقتدري كه همه مشكلات برايش سهل و آسان است واگذار نموده است، پس احساس تنهايي و ضعف نمي كند.
2- توكل بسياري از صفات زشت اخلاقي مانند حرص و حسد و دنياپرستي و بخل و تنگ نظري را از انسان دور مي سازد چون وقتي تكيه گاه انسان خداوند قادر مطلق باشد جايي براي اين اوصاف رذيله باقي نمي ماند.
3- توكل بر خداوند نور اميد در دل مي افروزد و به خاطر آن توان و استعداد انسان شكوفا مي گردد، خستگي بر او چيره نمي گردد و در همه حال احساس آرامش مي كند، لذا امير مؤمنان(ع) در سخن كوتاه و پرمعنايي مي فرمايد: «ليس لمتوكل عناء؛ كسي كه توكل بر خدا دارد، رنج و خستگي ندارد».
4- توكل بر خدا بر هوش و قدرت تفكر مي افزايد و روشن بيني خاصي به انسان مي دهد زيرا قطع نظر از بركات معنوي اين فضيلت اخلاقي، توكل، سبب مي شود انسان در برابر مشكلات دستپاچه و وحشتزده نگردد و قدرت بر تصميم گيري را حفظ كند و نزديكترين راه درمان و حل مشكل را بيابد. پس هدف از توكل و ثمره آن تنها رسيدن به مقصد و هدف نيست تا اگر كسي با توكل به هدفش نرسيد نا اميد و مأيوس گردد، بلكه توكل ثمرات و فوايد فراواني براي انسان متوكل دارد.
در نتيجه چون هر چيزي در اين عالم مستند به ذات پاك خداوند است و او سرچشمه هستي است و تأثير هر عاملي به فرمان اوست، پس بايد تنها به او تكيه كرد و امور را به او واگذار نمود و در عين حال كه از همه اسباب استفاده مي كنيم و نهايت كوشش و تلاش خود را به كار مي گيريم ولي به اسباب استقلال نمي دهيم بلكه اسباب را مسخر فرمان و اراده الهي و تحت فرمان او مي دانيم.
اما اين كه چرا گاهي انسان نهايت توكل را بر خداوند دارد ولي رسيدن به هدف به تأخير مي افتد و يا موفق به دستيابي به آن نمي گردد بايد گفت، انسان از مصالح امور آگاه نيست، هر چيز حسابي دارد و هر كار زماني را مي طلبد و هر پديده اي در ظرف زماني ويژه خود مطلوب است و گاه مصلحت در اين است كه رسيدن به هدف و نتيجه به تأخير افتد، بنابراين شتابزدگي در اين امور روا نيست. خداوند متعال در سوره طلاق آيه 3 مي فرمايد: «و من يتوكل علي الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شيء قدرا؛ هر كس بر خداوند توكل كند، خدا كار او را سامان مي بخشد، خدا فرمان خود را به انجام مي رساند و براي هر چيز اندازه اي قرار داده است».
جمله «قد جعل الله لكل شيء قدرا» ممكن است پاسخ به سؤال شما باشد كه چرا گاهي با وجود توكل، به هدف نمي رسيم، يعني خداوند كارش بي حساب و به دور از سنجش نمي باشد و براي هر كاري ظرف زماني و مكاني و حساب و كتاب خاصي قرار داده است و مصلحت آن است كه در آن ظرف خاص تحقق يابد.
يعقوب پيامبر(ع) هنگامي كه فرزندانش را به خاطر قحطي و تنگناي شديد براي آوردن آذوقه به سرزمين مصر فرستاد تا از عزيز مصر كمك بطلبند، به فرموده قرآن كريم در سوره مباركه يوسف به آنها چنين سفارش كرد: «و قال يا بني لا تدخلوا من باب واحد وادخلوا من ابواب متفرقه؛ اي فرزندانم! همگي از يك دروازه وارد نشويد بلكه از درهاي متفرق وارد شويد (مبادا يك جمعيت غير بومي در مصر باعث تحريك احساسات مردم شود و به آنها آسيبي برسانند)» (يوسف، آيه 67).
سپس افزود: «و ما اغني عنكم من الله من شيء ان الحكم الا لله عليه توكلت و عليه فليتوكل المتوكلون؛ من با اين دستور نمي توانم حادثه اي را كه از سوي خدا مقرر شده است از شما برطرف سازم، حكم و فرمان ويژه خداوند است، بر او توكل كردم و همه توكل كنندگان بايد بر او توكل كنند» (يوسف ، آيه 76).
يعني با اين كه حضرت يعقوب(ع) دستورهاي لازم را براي پيشگيري از حوادث قابل اجتناب به فرزندان خود داد، ولي تأكيد كرد كه من با اين دستورها نمي توانم جلو هر حادثه اي را بگيرم و در برابر همه مشكلات تدبيري بينديشم، بلكه ما بايد آنچه در توان داريم انجام دهيم و در بقيه بر خدا توكل كنيم و كار را به دست او بسپاريم، چون همه چيز به فرمان او است و در برابر اراده الهي از ديگري كاري ساخته نيست.


 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

 پایگاه تخصصی امام حسین علیه السلام به طور اختصاصی به موضوعات مرتبط با امام سوم شیعیان، حضرت سید الشهدا علیه السلام می پردازد و معرفی جهانی آن حضرت و دفاع از مکتب ایشان را به عنوان هدف خود قرار داده است.

شبکه های اجتماعی

 

Template Design:Dima Group

با عضویت در کانال تلگرام سایت جهانی کربلا از آخرین مطالب باخبر شوید .عضویت در کانال تلگرام