امروز سه شنبه, 29 خرداد 1397 - Tue 06 19 2018

منو

نکاتی مهم سخنراني امام(علیه السلام) در روز عاشورا

 

 

خوارزمي مي گويد: دومين سخنراني امام(علیه السلام) در روز عاشورا بدين صورت بود: پس از آن که هر دو سپاه کاملاً آماده گرديد و پرچم هاي لشکر عمر سعد برافراشته شد و صداي طبل وشيپورشان طنين افکند و سپاه دشمن از هر طرف خيمه هاي حسين بن علي را احاطه کردند و مانند حلقه انگشتري در ميان خود گرفتند، آن حضرت از ميان لشکر خويش بيرون آمد و در برابر صفوف دشمن قرار گرفت و از آنان خواست تا سکوت کنند و به سخنان وي گوش فرا دهند؛ ولي آن ها همچنان سر و صدا و هلهله مي نمودند که حسين بن علي(عليهما السلام ) با اين جملات به آرامش و سکوتشان دعوت نمود:" ويلکم ما عليکم أن تنصتوا إلي فتسمعوا قولي...؛ واي بر شما! چرا گوش فرا نمي دهيد تا گفتارم را- که شما را به رشد و سعادت فرا مي خوانم- بشنويد که هر کس از من پيروي کند خوشبخت و سعادتمند است و هر کس عصيان و مخالفت ورزد از هلاک شدگان است و همه شما سرکشي هستيد، و با دستور من مخالفت مي کنيد که به گفتارم گوش فرا نمي دهيد. آري، در اثر هداياي حرامي که به دست شما رسيده و در اثر غذاهاي حرام و لقمه هاي غيرمشروعي که شکم هاي شما از آنها انباشته شده، خدا اين چنين بر دل هاي شما مهر زده است. واي بر شما! آيا ساکت نمي شويد؟"


چون سخن امام(علیه السلام) بدين جا رسيد لشکريان عمرسعد همديگر را نگاه نمودند که چرا سکوت نمي کنند و همديگر را وادار به استماع سخنان آن حضرت نمودند. چون سکوت بر صفوف دشمن حاکم گرديد امام(علیه السلام) در ادامه سخنانش چنين فرمود:" تباً لکم أيتها الجماعة و ترحاً!...؛ اي مردم! ننگ و ذلت و حزن و حسرت بر شما باد که با اشتياق فراوان ما را به ياري خود خوانديد و آن گاه که به فرياد شما جواب مثبت داديم و به سرعت به سوي شما شتافتيم، شمشيرهايي را که از خود ما بود عليه ما به کار گرفتيد و آتش فتنه اي را که دشمن مشترک برافروخته بود، عليه ما شعله ور ساختيد، به حمايت و پشتيباني دشمنانتان و عليه پيشوايانتان به پا خاستيد، بدون اين که اين دشمنان قدم عدل و دادي به نفع شما بردارند يا اميد خيري از آنان داشته باشيد مگر طعمه حرامي از دنيا به شما رسانيده اند و مختصر عيش و زندگي ذلت باري که چشم طمع به آن دوخته ايد.
قدري آرام! واي بر شما! که روي از ما برتافتيد و از ياري ما سرباز زديد بدون اين که خطايي از ما سرزده باشد يا رأي و عقيده نادرستي از ما مشاهده کرده باشيد. آن گاه که تيغ ها در غلاف و دل ها آرام و رأي ها استوار بود، مانند ملخ از هر طرف به سوي ما روي آورديد و چون پروانه از هر سو فرو ريختيد. رويتان سياه که شما از سرکشان امت و از ته ماندگان احزاب فاسد هستيد که قرآن را پشت سرانداخته ايد، از دماغ شيطان درافتاده ايد و ازگروه جنايتکاران و تحريف کنندگان کتاب و خاموش کنندگان سنن مي باشيد که فرزندان پيامبران را مي کشيد و نسل اوصيا را از بين مي بريد. شما از لاحق کنندگان زنا زادگان به نسب و اذيت کنندگان مؤمنان و فريادرس پيشواي استهزا گرانيد که به استهزاي قرآن مي پردازند."
" شما اکنون به ابن حرب و پيروانش اتکا و اعتماد نموده و دست از ياري ما برمي داريد. آري، به خدا سوگند! خذل و غدر از صفات بارز شماست که رگ و ريشه شما بر آن استوار، تنه و شاخه شما آن را به ارث برده و دل هايتان با اين عادت نکوهيده رشد نموده و سينه هايتان با آن مملو گرديده است. شما به آن ميوه نامبارکي مي مانيد که در گلوي باغبان رنج ديده اش گير کند و در کام سارق ستمگرش شيرين و لذت بخش باشد. لعنت خدا بر پيمان شکنان! که پيمان خويش را پس از تأکيد و محکم ساختن آن مي شکنند و شما خدا را بر پيمان هاي خود کفيل و ضامن قرار داده بوديد و به خدا سوگند! که همان پيمان شکنان هستيد. آگاه باشيد که اين فرومايه( ابن زياد) و فرزند فرومايه، مرا در بين دو راهي شمشير و ذلت قرار داده است و هيهات که ما به زير بار ذلت برويم؛ زيرا خدا و پيامبرش و مؤمنان از اين که ما ذلت را بپذيريم ابا دارند و دامن هاي پاک مادران ما و مغزهاي باغيرت و نفوس با شرافت پدران ما روا نمي دارند که اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه کرام و نيک منشان مقدم بداريم. آگاه باشيد که من وظيفه نصحيت و موعظه خود را انجام دادم و آگاه باشيد که من با اين گروه کم و با قلت ياران و پشت کردن کمک دهندگان، بر جهاد آماده ام".
آن گاه امام (علیه السلام) اين اشعار را خواند.
" اگر ما بر دشمن پيروز گرديم در گذشته هم پيروزمند بوده ايم و اگر شکست بخوريم باز هم شکست از آن ما و ترس از شؤون ما نيست؛ ولي اينک حوادثي براي ما رخ داده و ظاهراً سودي به ديگران رسيده است.
شماتت کنندگان ما را بگو بيدار باشيد که آنان نيز مثل ما با شماتت کنندگان مواجه خواهند گرديد که مرگ هر وقت شتر خويش را از کنار دري بلند کرد، در کنار در ديگري خواهد خوابانيد".
آن گاه فرمود:" آگاه باشيد! به خدا سوگند! پس از اين جنگ به شما مهلت داده نمي شود که سوار بر مرکب مراد خويش گرديد مگر همان اندازه که سوارکار بر اسب خود سوار است تا اين که آسياب حوادث شما را بچرخاند و مانند مدار سنگ آسياب مضطربتان گرداند و اين ، عهد و پيماني است که پدرم علي(علیه السلام) از جدم رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) بازگو نموده است. پس با هم فکران خود دست به هم بدهيد و تصميم باطل خود را، پس از آن که امر بر شما روشن گرديد، درباره من اجرا کنيد و مهلتم ندهيد، من به خدا که پروردگار من و شماست توکل مي کنم که اختيار هر جنبنده اي در يد قدرت او، و خداي من بر صراط مستقيم است".
سپس آن حضرت دست هاي خود را به سوي آسمان برداشت و لشکريان عمر سعد را اين چنين نفرين نمود:" خدايا! قطرات باران را از آنان قطع کن وسال هايي (سخت) مانند سال هاي يوسف بر آنان بفرست و غلام ثقفي را بر آنان مسلط کن تا با کاسه تلخ ذلت، سيرابشان سازد و کسي را در ميانشان بدون مجازات نگذارد: در مقابل قتل، به قتلشان برساند و در مقابل ضرب، آنان را بزند و از آنان انتقام من و انتقام خاندان و پيروانم را بگيرد؛ زيرا اينان ما را تکذيب نمودند و در مقابل دشمن، دست از ياري ما برداشتند و تويي پروردگار ما، به تو توکل مي کنيم و بازگشت ما به سوي توست."

نکات مهم در اين سخنراني

هر يک از جملات اين خطبه امام حسين عليهما السلام همانند خطبه ها و سخنان ديگر آن حضرت، نيازمند شرح و تفسير است و حاوي نتيجه هاي مهم و درس هاي آموزنده و مستلزم کتابي مستقل و بزرگ؛ زيرا به طوري که ملاحظه نموديد، امام (علیه السلام) در بخش مهمي از اين خطبه مردم کوفه را ملامت مي کند و پيمان شکني آن ها را تذکر مي دهد که چگونه يک روز در اثر جنايت هاي بني اميه پروانه وار به سوي شمع وجود آن حضرت هجوم بردند و به يک باره 180 درجه تغيير موضع دادند و او را رها ساختند و از همان بني اميه جنايتکار حمايت و پشتيباني نمودند و شمشيري را که از خاندان پيامبر در دست داشتند عليه فرزند پيامبر به کار بردند و آتشي را که دشمن بر ضد فرزند پيامبر برافروخته بود، آنان مشتعل و شعله ور ساختند.
امام(علیه السلام) مردم کوفه را اين چنين نکوهش مي کند تا بدين جا مي رسد که " شما فرونشاندگان سنن و خاموش کنندگان چراغ هدايت هستيد و به ميوه نامبارکي مي مانيد که در گلوي باغبانش، که ما خاندان هستيم، گير کند و براي پرورش دهنده اش موجب درد و الم شود؛ ولي براي سارقان و غاصبان بني اميه، که از هدف هاي خائنانه بهره برداري مي کنند، لقمه اي بس گوارا و لذت بخش باشد."
در مقدمه اين خطبه، علت انحراف آن ها را، که دست از ياري امام و رهبر خويش برداشته و به پشتيباني دشمن ديرينه اسلام( بني اميه) شتافته اند، را غذاهاي حرام مي داند که شکم هاي خود را با آن انباشته اند. امام در مورد خودش، در آن جا که در سر دو راهي زندگي ذلت بار و مرگ افتخارآميز قرار مي گيرد، مسير خود را تعيين مي کند و مرگ را بر زندگي ننگين برمي گزيند و مي گويد:" هيهات منا الذلة".
سرانجام از آينده نکبت بار مردم کوفه خبر مي دهد و آنان را نفرين مي کند: خدايا! غلام ثقفي را بر آن ها مسلط گردان.
در اين خطبه مطالب و نکات ديگري هست که ما تنها به توضيح چند نکته از اين خطبه اکتفا مي کنيم:

1- اثر تغذيه حرام در انحراف از حق

آنچه مسلم است هر يک از گناهان در صورتي که توأم با توبه و برگشت نباشد، مي تواند در انحرافات و در شکل گرفتن اعوجاج ها و کجي هاي فکري مؤثر باشد؛ ولي در ميان همه گناهان، تغذيه حرام بيش از هر گناه ديگر در اعوجاج فکري و انحراف از حق، نقش مؤثر و اثر عميق دارد و از اين جاست که اسلام دستور داده است اين اصل نه تنها در افراد مکلف، بلکه در تغذيه اطفال و در تغذيه مادران آن گاه که طفل در دوران جنيني و شيرخوارگي است دقيقاً مراعات شود؛ زيرا گرچه اطفال تکليفي ندارند، اثر وضعي غذا درساختمان فکري و روحي آينده آنان تأثير اساسي دارد. از اين رو امام حسين عليه السلام در قسمت اول اين خطبه علت مخالفت مردم کوفه و عناد آنان را، که حتي حاضر نيستند به سخن حق گوش فرا دهند، اين چنين فرموده است:" و ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله علي قلوبکم" در طول ساليان گذشته براي شکست دادن پدرم علي و به انزوا کشاندن برادرم حسن مجتبي از صحنه سياست و خلافت، پول هاي حرام فراواني از طرف معاويه به نام تحفه و هديه به شما، مردم کوفه داده شده و شکم هايتان از غذاي حرام پرگشته و بر اثر اين غذاهاي حرام است که قلب هاي شما سياه و چشم حق بين شما کور و گوش شما از شنيدن نصيحت و موعظه امام و پيشوايتان کر شده است.

2- نيروي اسلام عليه اسلام

دومين نکته جالب و حايز اهميت در خطبه امام، جلب توجه مردم کوفه به اين حقيقت است که شما با شمشيري که به خاندان پيامبر تعلق دارد عليه اين خاندان قيام کرده ايد و نيرويي را که اسلام به شما ارزاني داشته است بر ضد خود اسلام به کار مي بريد.
اين نکته و هم چنين نکته اول که امام(علیه السلام) در صحنه کربلا و در رويارويي حق و باطل در روز عاشورا تذکر مي دهد به آن برهه از زمان و محل خاصي از مکان اختصاص ندارد؛ بلکه حقيقتي است که انسان ها در طول تاريخ و در صحنه هاي رويارويي حق و باطل براي هميشه با آن مواجه اند .

3- اراده شکست ناپذير

سومين نکته جالب در اين خطبه، تعيين موضع قاطع و بيان اراده شکست ناپذير و تن به ذلت ندادن است. حسين بن علي(عليهما السلام ) آن گاه که در زير شمشيرها و نيزه ها و در زير سم اسب هاي دشمن قرار گرفت با قاطعيت تزلزل ناپذير و آن جا که در سر دو راهي مرگ و ذلت واقع شد، گفتار او اين است:" هيهات منا الذلة"
به عقيده نگارنده مناسب است به جاي پرچم سرخ رنگي که در بالاي گنبد مطهر حضرت امام حسين عليه السلام به اهتزاز است همين جمله را به صورت تابلوي نئون قرمز رنگي نصب کنند که بيش از هر پرچمي نشان استقلال و استقامت و براي دوستان از هر شعاري روح افزاتر و نيروبخش تر و براي دشمنان از هر نيرو و قدرتي شکننده تر است؛ زيرا حسين بن علي(عليهما السلام ) با دشمني بس قوي، خونخوار و بي رحم روبه رو بود که هر چه توانست به او و ياران و خاندانش بي شرمانه تاخت و بي رحمانه يورش برد و از ظلم و ستم آنچه به تصور نگنجد انجام داد؛ ولي تنها نيرويي که خود را در برابر آن ناتوان و زبون يافت، اراده قوي و شکست ناپذير و به زير بار ذلت نرو آن حضرت بود که در برابر تيرها و شمشيرها و نيزه هاي دشمن قوي و جرار مي فرمود: فإن نهزم فهزامون قدماً و أن نهزم فغير مهزمينا...؛ ما با اين نيروي کم در مقابل اين دشمن قوي اقدام به جنگ مي کنيم اگر پيروز شويم تازگي ندارد و اگر کشته شويم، دنيا مي داند که ما مغلوب نشده ايم، بدن هاي ما در زير سم اسب ها پاره پاره مي شود؛ ولي در اراده ما خللي وارد نمي گردد.
شيخ کاظم ازري مي گويد: قد غير الطعن منهم کل جارحة إلا المکارم في أمن من الغير او وقتي اين شعر را گفت، صديقه طاهره (عليها السلام) به يکي از آشنايان وي در عالم خواب فرمود: برو اين شعر را از شيخ کاظم بگير. او در عين حال که با شيخ کاظم ميانه خوبي نداشت، به در خانه وي آمد و گفت: شيخ! تو اين شعر را سروده اي که قد غير الطعن... گفت: آري ولي من تا حال آن را براي کسي نخوانده ام تو از کجا ياد گرفتي؟ گفت: الان فاطمه زهرا(عليها السلام ) در عالم رؤيا همين شعر را براي من خواند و به در خانه تو رهسپارم ساخت: قد غير الطعن منهم کل جارحة إلا المکارم في أمن من الغير؛ نيزه ها تمام اعضا و جوارح آن ها را تغيير داد مگر مکارم و اراده و شخصيتشان را، که اين صفات آنان از هر تغيير و تحولي در امان است.

منبع : کتاب سخنان حسين بن علي عليهما السلام ،از مدينه تا کربلا ، محمد صادق نجمي ، ص 232.


نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد



با عضویت در کانال تلگرام سایت جهانی کربلا از آخرین مطالب باخبر شوید .عضویت در کانال تلگرام