یادم نمی آید این عبارت، اوّلین سؤال تایپ شده بر كاغذ سفید آن خبرنگار بود یا آنكه پر رنگ تر از بقیه سؤالات به چشم آمد و ذهن مرا به یك باره به خودش درگیر ساخت. او می خواست بداند از دیدگاه من، سهم امام از هزاران هزار رسانه چاق و لاغر چقدر است؟ و شاید هم می خواست بپرسد، رسانه های رنگارنگ عصر ما، در میان هزارها و میلیون ها فرصت گفت وگو چه سهمی را به امام زمان(ع) اختصاص می دهند.

چند روز مانده به ولادت ، جوان خوش سیمایی از جانب سردبیر یكی از رسانه های مذهبی مأموریت یافته بود تا با من مصاحبه كند. در ساعت مقرّر با قلم و كاغذ و ضبط صوت خبرنگاری وارد شد؛ در حالی كه بر یك برگ كاغذ سفید چند سؤال تایپ شده داشت. سؤال ها را روبه روی من گذاشت و دكمه ضبط صوت را فشرد ...

سال های درازیست كه با گفت وگوهای مناسبتی روزنامه نگارها خو كرده ام؛ از همان سال های اوّلیه ورودم به جمع روزنامه نگاران. این امر مختصّ ماه شعبان و رمضان نبود. دفاتر و كشوی میز تحریريّه همه مطبوعات مملوّ از بایگانی پرونده های اشخاص و ايّام و حوادث ملّی و مذهبی است كه به دلیل تعلّق خاطر مردم یا مردان صاحب منصب به آنها، موضوع مقاله ها و مصاحبه ها می شوند. متناسب با روز و روزنامه، به سراغ بایگانی می روند، گرد و خاك یك ساله را می تكانند و بهانه ای می سازند و صفحاتی را از یادداشت ها و عكس ها می انبارند و نفس راحتی كشیده و دیگر بار دل به روز، شخص و حادثه ای دیگر می سپارند و این چرخه هماره در دفاتر مطبوعات و صفحات رسانه ها در حال چرخش است.


سهم امام زمان(عج) از رسانه های ما چقدر است؟
یادم نمی آید این عبارت، اوّلین سؤال تایپ شده بر كاغذ سفید آن خبرنگار بود یا آنكه پر رنگ تر از بقیه سؤالات به چشم آمد و ذهن مرا به یك باره به خودش درگیر ساخت. او می خواست بداند از دیدگاه من، سهم امام از هزاران هزار رسانه چاق و لاغر چقدر است؟ و شاید هم می خواست بپرسد، رسانه های رنگارنگ عصر ما، در میان هزارها و میلیون ها فرصت گفت وگو چه سهمی را به امام زمان(ع) اختصاص می دهند. بی حاشیه و مقدّمه از آن جوان پرسیدم: سهم امام از چی؟ از امكانات یا از فرصت ها؟ و بی آنكه منتظر پاسخ او شوم، ادامه دادم، ما چه تعریفی از خود و جایگاه و مقام خود اراده كرده ایم كه گمان می بریم می توانیم برای امام و سهم او از چند بلندگو و رادیو و تلویزیون و ... سخن بگوییم یا مالك روزنامه و مجلّه ای بخواهد از تقسیم سهام و سهم امام از رنگین نامه اش بنویسد؟



از منظری دیگر، ما دانسته یا نادانسته واجد چه سهمی از معرفت و شناخت درباره امام و حجّت مبین حضرت حق هستیم؟ و این شناخت را از كجا حاصل كرده ایم و منبع و مصدر علم ما درباره امام معصوم(ع) كجاست كه گمان می بریم می توانیم به ارائه تعریف و تعیین جایگاه و سهم امام از چیزی یا جایی مشغول شویم؟
می دانستم سخنم كمی پیچیده شده و از ظرفيّت آن جوان و كشش ذهنی او خارج شده، بنابراین گفتم:
امام زمان(ع) خلیفه خدا، حجّت حضرت حق، قائم مقام او، مالك و صاحب اختیار كلّ هستی به اذن الله است. شخص شخیصی كه بود و نبود جمله خلایق آشكار و نهان در گرو بودن ایشان است.
مگر نه این است كه ما ایشان را، بقيّـ[الله، خلیفـ[الله،حجّـ[اللهو ... خطابمی كنیم؟
خلیفه الزاماً واجد صفات آنكه از جانبش و به حكمش خلیفه شده باشد؛ وگرنه خلیفه نخواهد بود.
به قول خواجه شیراز كه خطاب به ایشان می گوید:
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
جمال صورت و معنی ز يُمن صحّت توست
كه ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
جمال و كمال و صحّت عالم آشكار و نهان و ساكنان  جمله عوالم ملكی و ملكوتی در همه مراتب و شعب و همه آنچه در معنی و مفهوم «ما سوی الله؛ آنچه كه غیر خداست در هستی» مصداق پیدا می كند، در گرو و بسته سلامت و صحّت خلیفـ[الله است كه واجد جمله شئونات خداوند (به اذن الله) است. از همین جاست كه در جایی دیگر حضرت خواجه شیراز می فرماید:
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
كلاه سروری ات كج مباد بر سر حُسن
كه زیب بخت و سزاوار تخت و تاج سری
به بوی زلف و رخت می روند و می آیند
صبا به غالیه سایی و گل به جلوه گری
كلاه سروری و تاج سیادت و آقایی بر سر صاحب اختیار همه آفریده ها (به اذن الله)، حضرت حجّت خداست كه به طفیلی و هوای او سایر مخلوقات رخصت و مجال آمد و شد و جلوه گری در صحن چمن هستی و صحرای عالم وجود می یابند.
در «دعای عدیله» می خوانیم:  امام ما آن كسی است كه: «ببقائه بقیتُ الدّنیا، بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السّماء؛ به بقاء  و حضور او دنیا باقی است و به وجود و بركت اوست كه رزق و روزی آفریده می رسد و به وجود اوست كه زمین و آسمان ثابت مانده است.»
تا آن همه نباشد، امامی در مقام خلافت خداوندی، حكمش نافذ و جاری و لازم الاجرا بر بندگان نمی شود.
* در این حال ممكن است سؤال شود؛ امّا امام، یعنی خلیفه خداوند كه در پس پرده غیبتند؟
در پاسخ باید گفت، اگرچه پرده غیبت و عدم حضور عینی امام در میان مردم، مجال اعمال ولایت و خلافت و امارت بر مردم را توسط امام از بین برده و به عبارتی امام، مبسوط الید نیستند؛ لیكن به دلیل داشتن و جاری بودن سایر شئونات، در كار عالم و آدم به اذن الله مشغولند و منشأ اثر اصلی می باشند؛ مانند تقدیر مقدّرات خلق عالم و جاری ساختن روزی آفریده های خداوند در هر صبح وشام و هر ماه و سال. این مردمند كه بفهمی، نفهمی مانع از عمل امام و اعمال خلافت و امارت بر زمین شده اند؟ معصوم می فرماید:
ما اهل بیت، آن نعمتی هستیم كه خداوند به سبب ما بندگان را نعمت داده است و این نعمتی است كه منقطع نمی شود و خداوند از حقّ این نعمتی كه به ایشان ارزانی داشته سؤال خواهد كرد.
موضوع ظهور، جز مبسوط الید شدن امام برای اعمال ولایت تمام عیار و اظهار سایر شئوناتی كه خداوند به ایشان داده است، نیست. از این طریق كار خلق عالم رو به صلاح رفته و زمین از جور و فساد پاك می شود.


موعود

پی نوشت:
1. شیخ صدوق، كمال الدّین و تمام النّعمه، ج 1، 11.
2. كلینی، محمّد بن یعقوب، كافی، ج 8، ص 362؛ مجلسی، محمّدباقر، بحارالانوار، ج 14، ص 497.
3. سوره نمل (27)، آیه 62.
4. بحارالانوار، ج 39، ص 248.
5. تحفه امام مهدی، ص

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

 پایگاه تخصصی امام حسین علیه السلام به طور اختصاصی به موضوعات مرتبط با امام سوم شیعیان، حضرت سید الشهدا علیه السلام می پردازد و معرفی جهانی آن حضرت و دفاع از مکتب ایشان را به عنوان هدف خود قرار داده است.

شبکه های اجتماعی

 

Template Design:Dima Group

با عضویت در کانال تلگرام سایت جهانی کربلا از آخرین مطالب باخبر شوید .عضویت در کانال تلگرام