امروز جمعه, 01 تیر 1397 - Fri 06 22 2018

منو

خاصيت قطع و صله رحم

 

 

خاصيت قطع و صله رحم علي بن ابوحمزه (ره) از شاگردان امام كاظم (ع) بود، روزي امام كاظم (ع) به او فرمود: بزودي شخصي از مردم مغرب ، با تو ملاقات مي كند، و از تو درباره من سوالي مي كند در پاسخ بگو؛او امام ما است كه امام صادق (ع) او را به امامت بعد از خود تعيين نموده است ، و مسائلي از حلال و حرام مي پرسد، جواب مسائل او را بده . علي بن ابوحمزه گفت : نشانه آن مرد مغربي چيست ؟ امام كاظم (ع) فرمود: او بلند قامت و تنومند است و نامش يعقوب بن يزيد مي باشد كه رئيس قوم خود است ، اگر خواست ، نزد من بيايد، او را نزد من بياور. علي بن ابوحمزه (ره) مي گويد: كنار كعبه رفتم و مشغول طواف بودم ، ناگاه مرد بلند قامت و تنومندي نزد من آمد و گفت : مي خواهم درباره صاحب تو، سؤال كنم . گفتم : درباره كداميك از اصحاب ؟


گفت : درباره موسي بن جعفر (ع) گفتم : نامت چيست ؟ گفت : يعقوب بن يزيد گفتم : اهل كجا هستي ؟ گفت : اهل مغرب گفتم : چگونه مرا شناختي ؟ گفت : در عالم خواب ديدم ، شخصي به من گفت : با علي بن ابوحمزه ملاقات كن ، آنچه سؤال كردي ، از او بپرس ، جوياي حال تو شدم سرانجام در اينجا تو را پيدا كردم . گفتم : همين جا اندكي بنشين تا من طواف خود را تمام كنم و سپس نزد تو مي آيم ، طواف را به پايان رسانيدم و نزد يعقوب آمدم و با او مقداري گفتگو نمودم ، فهميدم كه مردي خردمند و هشيار است ، از من خواست او را به حضور امام كاظم (ع) ببرم ، او را به محضر امام ع آوردم . وقتي كه امام كاظم (ع) او را ديد، فرمود: اي يعقوب بن يزيد، ديروز آمدي ، و در فلان محل بين تو و برادرت ، درگيري شد و به همديگر ناسزا گفتيد، چنين برخورد و روش از دين من و دين پيروانم نيست ، و ما به هيچيك از شيعيان خود نگفته ايم كه رفتارشان چنين باشد، از خدا بترس ، بين شما بزودي (به خاطر قطع رحم) بر اثر مرگ جدايي مي افتد، برادرت در همين سفر، قبل از آنكه به وطن برسد مي ميرد، و تو از كرده خود پشيمان مي شوي ، شما قطع رحم نموده ايد و نسبت به همديگر قهر هستيد، خداوند عمر شما را كوتاه نمود. يعقوب گفت : اي پسر رسول خدا! تكليف من چه مي شود، و مرگ من كي فرا مي رسد؟ اما كاظم (ع) فرمود: مرگ تو نيز (به خاطر قطع رحم) فرا رسيده بود، ولي تو در فلان منزل ، نسبت به عمه ات صله رحم كردي ، خداوند بيست حج (سال) عمر تو را تاءخير انداخت . علي بن حمزه مي گويد: سال بعد، يعقوب را در مكه ديدم و به من خبر داد كه برادرم قبل از رسيدن به وطن از دنيا رفت و در همان راه ، او را دفن كردم.

داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم(عليهم السلام)/ محمد محمدي اشتهاردي

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد



با عضویت در کانال تلگرام سایت جهانی کربلا از آخرین مطالب باخبر شوید .عضویت در کانال تلگرام