امروز سه شنبه, 29 خرداد 1397 - Wed 06 20 2018

منو

پاسدار ميراث تشيع: امام حسن عسكري(علیه السلام)

 


هر يك از امامان معصوم شيعه(ع) با توجه به شرايط زماني و موقعيت اجتماعي و سياسي در شرايط خاص قرار گرفته و با توجه به اين شرايط از طرف خداوند مأمور به انجام وظايف خود بودند. آنچه ائمه(ع) را ملزم به اين وظايف مي نمود، امامت بود كه منصبي از سوي خداوند است و بر اساس همين عهد الهي است كه هريك از آن بزرگواران به نوعي به انجام وظايف خويش در هر شرايط پرداخته و از آن كوتاهي نكرده اند. گاهي موقعيت زماني و مكاني اقتضا مي كرد كه امام علي(ع) حفظ اساس دين را كه با وحدت امت اسلامي محقق مي شد، مد نظر داشته باشد؛ در عين حال در مواجهه با لغزشها ساكت نبود و از سيره نبوي به هر قيمت كه بود دفاع مي كرد و هرگز در اجراي حدود الهي چشمپوشي نداشت.


امام حسن(ع) نيز در موقعيت بسيار سخت، بر سيره امام علي(ع) و جدش تأكيد و از وقوع اختلاف شديد كه جان مسلمانان و صحابه را به خطر مي انداخت، با موضعگيري خاص جلوگيري مي نمود. امام حسين(ع) در موقعيتي قرار گرفت كه اگر ساكت مي نشست خط مشي يزيد كه ميگساري و انواع فجور را مرتكب مي شد، جايگزين سيره نبوي مي گرديد. از اين جهت، براي احياي سنت پيامبر(ص) موضع ديگري اتخاذ و به مسلك يزيد و بني اميه و ديگر حاكمان و سلاطين بعدي تا عصر حاضر كه بر خلافت سنت نبوي بود، خط بطلان كشيد و به اسلام روحي تازه و حياتي ابدي بخشيد و آن را از انفعال، جبريگري و رياكاري جدا كرد.
پس از اين دوره، دوره اي ديگر براي اسلام و امامت تعريف شده كه غنا و عمق بخشيدن و فرهنگ سازي و صيانت و پاسداري فرهنگي از اسلام با ابزارهاي گوناگون در پيش روي ائمه(ع) بود.امام سجاد(ع) از بعد عرفاني به ابعادي از سيره نبوي و علوي تأكيد و آن را عمق بخشيد و اثري چون صحيفهسجاديه كه سرشار از معارف عرفاني شگفت آور است، حاصل دوره آن حضرت مي باشد. پس از اين دوره، موقعيتي براي امام صادق و امام باقر(ع) پيش آمد كه بستري مناسب براي توسعه فرهنگي و لايه هاي تمدني اسلام فراهم گرديد.از اين رو، توليد علم و بازيابي سيره نبوي و علوي و شرح و گسترش در اين دوره با تربيت شاگردان انبوه از فرقه هاي مختلف اسلامي در جهان اسلام محقق شد كه براي مخالفان هرگز قابل كنترل نبود.
دوره امام كاظم(ع) دوره جديدي از نظر سياسي است كه ائمه، تحت مراقبت نظام سياسي و امنيتي قرار گرفتند، و همواره در حصر و تحت نظر بودند، اين دوره تا پايان امامت و آغاز غيبت كبري استمرار يافت، و يكي از علل غيبت آخرين امام معصوم، شدت كنترل و مراقبت و نامناسب بودن موقعيت اجتماعي و سياسي بود.
در اين دوره، انجام وظايف امامت بسيار سخت و ارتباط با پيروان براي ائمه(ع) به حد توصيف ناپذيري مشكل شد. ائمه(ع) در اين دوره يا در حبس بودند يا مستقيماً تحت مراقبت حاكمان جور عباسي قرار داشتند، روش ائمه نيز بر اساس اين موقعيت تغيير كرد، هر يك از حاكمان عباسي براي محدود كردن ائمه، موضع و روش خاصي داشتند و ائمه نيز با همان شيوه به نحو مناسب از دستاوردهاي امامت صيانت، بلكه به صورت چشمگيري آن را گسترش دادند.
در دوره امام رضا(ع) گسترش اسلام اصيل و ناب بي سابقه بود و پيوند اين دوره در حفظ دستاوردهاي امامت با دوره امام محمدباقر(ع) و امام صادق(ع) به خوبي محسوس است. مناظرات امام، نقطه عطفي در توليد انبوه علوم و درخشندگي تمدن اسلام و رشد تشيع بود.
دوره ائمه بعدي موقعيت از اين حساس تر شد، دوره امام عسكري موقعيت كاملاً خطير بود، زيرا امام بايد ميراث امامت را به آينده كه با عدم حضور امام مواجه بود، منتقل سازد. از جهتي نيز جامعه اسلامي را براي تحمل شرايط سخت دوره غيبت آماده نمايد. از اين رو، امام با دوره اندك امامت (6 ساله) خويش اين وظيفه خطير را به خوبي عهده دار شد و ما تبيين و تحقيق اين مهم را با اموري به شرح زير پي مي گيريم:
1- ويژگيهاي فردي امام(ع)
الف) آن حضرت در سال 231 ماه ربيع الثاني در مدينه چشم به جهان گشودند.
نام مادر ايشان در منابع، حديثه، سوسن و... گزارش شده كه به پاكدامني و عرفان مشهور بوده اند.
آن حضرت داراي القابي، چون الصامت السراج، الهادي، الرفيق، الزكي، النقي، الخالص و العسكري و مثل پدر و جدش به ابن رضا ملقب شده اند.
ب) سيماي ظاهري آن حضرت چنين وصف شده: «داراي چشماني سياه، قامتي ميانه و نيكو، صورتي زيبا و جسمي متوازن و اندامي معتدل و بسيار زيبا. اخلاقي بسيار نيكو و داراي هيبتي عظيم و شكوهي جذاب كه هيچ يك از بني هاشم از چنين صلابتي برخوردار نبود» آن حضرت در بين مردم و حاكمان داراي وجاهت بي نظير بود.
نقش انگشتري امام: «سبحان من له مقاليد السموات و الارض» «ان ا... شهيد»
2- امامت
پس از شهادت امام هادي در سال 254، امامت امام عسكري آغاز شد و بنا بر تصريح شيخ مفيد مدت خلافت آن حضرت شش سال بود.
3- نگاهي به وضع سياسي و اجتماعي و فرهنگي معاصر امام
اكثريت شيعه پس از رحلت امام هادي(ع) طبق تصريح آن حضرت بر جانشيني و به امامت امام حسن عسكري(ع) معتقدند و تعداد انگشت شماري نيز به امامت جعفربن علي قائل شده كه فرقه آنها را فرقه جعفريه خالص مي گفتند. اتفاقي كه شيعه در اين عصر درباره امام حسن عسكري(ع) داشت، بي نظير بود. از نظر فرهنگي نيز انسجام شيعه با وجود فشار و اختناق كامل مأموران حكومتي بيش از گذشته بود. انديشه ها و افكار كلامي و مباحث علمي فراوان در اين دوره رواج داشت و جهان اسلام اگر چه از نظر سياسي از اقتدار نسبي برخوردار بود، اما از نظر علمي دوران رشد را سپري مي كرد و جريان توليد علم كه از ابتداي اين قرن آغاز شده بود، همچنان ادامه داشت و در اين فضاي علمي برترين مقام علمي به علويان اختصاص داشت. سرآمد همه علويان و سادات آن، عده اي از هاشميان بودند كه به «ابن الرضا» معروف بودند، و اين معروفيت بدين جهت بود كه امام رضا(ع) وقتي در برابر دانشمندان بزرگ جهان قرار گرفت و در مناظرات علمي تمام انديشمندان تنها فرد پيروز و سرآمد عالمان شد و به «عالم آل محمد» شهرت يافت، اين برجستگي علمي و جايگاه رفيع همچنان در خاندان آن حضرت محفوظ ماند، زيرا پس از او فرزندش جوادالائمه(ع) نظيري در علم و دانش نداشت. پس از ايشان امام هادي(ع) در علم و دانش و فضايل اخلاقي و عبادي در برترين جايگاه قرار گرفت و همين رياست و شهرت علمي و وزانت و فرهيختگي در اين خاندان بر محور وجود امام حسن عسكري(ع) داير بود.
لذا، طبيعي بود كه تمام شبهه هاي علمي و القائات فكري از اين سرچشمه پاسخ و تشنگان دانش از آن سيراب گردند، اما فضاي سياسي به گونه اي ديگر از دوران امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بود، و مانع از آن مي شد كه نور علم، جهان تاريك را با تابش خود درخشان و انديشه هاي بشري را تابناك كند، فضاي سياسي بسيار مسموم و اختناق عليه امام به شدت حاكم بود.
هر چه اقتدار حاكمان عباسي ضعيف تر و آشوبهاي اجتماعي و قيامهاي سياسي بر ضد آنها بيشتر مي شد، عرصه سياسي و اجتماعي بر ائمه(ع) تنگ تر مي گرديد و انها به هر ميزان كه نسبت به حكومت خود احساس خطر مي كردند، فشار خود را در تحت نظر داشتن ائمه(ع) مي افزودند، بدين جهت كه به ائمه(ع) به چشم رقيب در خلافت خود مي نگريستند.
برجستگي علمي و اخلاقي امامان شيعه(ع) در هر دوره در ميان عوام و خواص تا اندازه اي متمايز و شاخص بود. براي شناسايي امام نيازي به تفحص نبود، از اين رو ائمه(ع) در اين شرايط، شناخته شده و كاملاً تحت نظر و مراقبت شديد نظامي و امنيتي بودند تا كمتر در متن اجتماع باشند و ارتباط آنها با مردم و متقابلاً ارتباط مردم با آنها مستمر نبوده بلكه بسيار محدود باشد؛ بخصوص در دوره عسكريين (امامان دهم و يازدهم) كنترل و مراقبت نظامي بيشتر از دوره هاي قبل بود. اين نوع برخورد با ائمه(ع) حكايت از ضعف شديد اقتدار عباسيان و جايگاه رفيع ائمه(ع) داشت.
همين ضعف يكي از علل كوتاهي دوره حكومت، سلاطين عباسي در اواخر بود كه آنها تنها به عنوان ابزار دست بودند، در دوره كوتاه امامت حضرت امام حسن عسكري(ع) (شش سال) سه حاكم عباسي كشته شدند:
1- معتز (252-255) معتز پس از متوكل كه تركان بر امور مسلط شدند و به حكومت رسيد، و سرانجام به دست تركان حبس و به قتل رسيد.
2- مهتدي (255-256) مدت حكومت او را كمتر از يك سال نوشته اند. او در فكر احياي مجدد اقتدار خلافت بود. از آن جهت كه امام حسن عسكري(ع) به زهد و تقوا و فضيلت معروف بود، و خلفاي عباسي به فسق و فجور و بي بند و باري، مهتدي با اتخاذ روش زاهدانه در فكر جلب توجه افكار اجتماعي بود و هدف ديگرش غلبه بر جوي بود كه ديد مثبت به امام داشت. از اين رو، چون ديد با رياكاري و تظاهر به زهد و عبادت نمي تواند وجهه امام و جايگاه معنوي او را داشته باشد، به خشم آمد و آن حضرت را محبوس نمود.
مهتدي تصميم گرفته بود از دخالت تركان در امور جلوگيري كند. درصدد سركوب غيرمستقيم آنها برآمد، اما براي اين كار پشتوانه اجتماعي و مردمي نيز لازم بود كه او اين جايگاه را نداشت، از اين رو پس از سركوب شورش به جنگ پرداخت، كه در اين جنگ توسط تركان كشته شد.
3- معتمد در زندان بود، پس از مهتدي توسط تركان آزاد شد و به حكومت رسيد. پايتخت عباسيان را از سامرا به بغداد آورد. او در فسق و فجور معروف بود و به عياشي مي پرداخت. كارهاي سياسي و اداره مملكت را موفق عهده دار بود. اقدامهاي او سبب شد دوره حكومت معتمد 23 سال به طول انجامد.
امام حسن عسكري(ع) در دوره حكومت او به شهادت رسيدند (سال 260). خلافت معتمد تا سال 279 ادامه داشت. در دوران سلطنت اين سه نفر كه معاصر با حيات و امامت امام حسن عسكري بود، جهان اسلام مملو از فسق و فجور و آشوب و قيامهاي سياسي و ناامني بود.
فسق و فجور شايع در جامعه از دربار و درباريان به جامعه كشيده شده بود. زيرا هرگاه دربار و حكومتگران به فسق و فجور گراييدند، جامعه نيز پر از فسق و فجور بود و هرگاه حاكمان تقوا و زهد پيشه كردند، همين رسم در اجتماع رواج يافت و اين تنها با اصلاح يك حاكم در رأس حاصل نمي شود، بلكه تمام اركان حكومت بايد چنين سلوكي پيشه كنند تا اين رفتار در جامعه فرهنگ شود و گرنه با اصلاح يك يا چند نفر از حاكمان، جامعه هرگز اصلاح نخواهد شد، فرهنگ تقوا پيشگي از لايه هاي فوقاني، (كارگزاران) به لايه هاي اجتماعي تسري پيدا مي كند.
از جمله مفاسد بزرگ اين دوره، استيلاي يك قشر نظامي غيرشايسته در امور جهان اسلام بود كه بر حاكم استيلا يافته بودند و آنها بودند كه حاكمان عباسي را بر تخت نشانده و معزول مي كردند.
هر گاه اهل فرهنگ در جامعه و در رأس امور قرار بگيرند، شايسته سالاري محقق شده و جامعه، علم و تمدن جوانه زده و رو به رشد خواهد بود. شاهد عيني تاريخي بر اين مدعا دوره استيلاي آل بويه بر اوضاع خلافت است كه وزيران عالم و دانشمندي چون ابن سينا، ابن مسكويه، ابن عميد و صاحب بن عباد و... داشتند. دقيقاً اين دوره «دوره طلايي» تمدن اسلامي توسط مستشرقان و دانشمندان مسلمان ناميده شده، هيچ يك از وزيران دولت هايي مثل آل بويه، فاطميان و مرعشيان و... كه شيعه بودند نظامي نبودند.
دوره امام حسن عسكري(ع) دوره حاكميت نظاميان بر امور بود. لذا مردم به شدت تحت مراقبت نظاميان و كاملاً زندگي پر مرارت و در محاصره و ناامني داشتند، ملاقات با مردم بسيار محدود و بيشتر در بيرون از خانه و هنگامي كه به دربار برده مي شد انجام مي گرفت كه شيعيان با اشكال مختلف موفق مي شدند با امام ديدار داشته باشند.
امام حسن عسكري و پدرش امام هادي(ع) هر دو به اجبار در سامرا كه يك شهر نظامي بود سكونت داشتند، چنان كه امام رضا(ع) تحت نظر مأمون از مدينه به مرو منتقل شد.
تمام رفت و آمد و فعاليتهاي آنها تحت كنترل شديد درآمد؛ شيعيان شناسايي مي شدند و با برخي از آنها برخورد سياسي و ايذايي مي شد. اين رفتار حاكمان عباسي بدين جهت بود كه مانع از قيام ائمه با هواداران عليه حكومت شوند و گمان مي كردند كه آنها براي گرفتن حقوق خود قيام خواهند كرد.
امام حسن عسكري(ع) در شرايط بسيار سخت مثل يك زنداني در خانه خودش زندگي مي كردند در مدت اقامتشان چندين نوبت نيز در زندان حكومتي به طور رسمي محبوس بودند، در دوره اي كه خانه ايشان به عنوان زندان بود، هر روز يا در روزهاي مشخص مثل دوشنبه و پنجشنبه مجبور بودند در دارالحكومه يا جايي كه حاكم با مردم ديدار داشت، حضور يافته و اعلام حضور نمايند، اين ديدار اجباري و مستمر و منظم براي كنترل امام ترتيب داده مي شد.
شيعه براي ديدار امامش با مشكل جدي مواجه بود، گاهي در طول راه با امام ديدار مي كردند و بر سر راه امام مي نشستند و امام با آنها ديدار مي كردند يا آنها امام را از دور زيارت مي نمودند، اختناق وصف ناپذيري كه در هيچ دوره از تاريخ براي بشريت و دربار و هيچ انساني اعمال نشده، ولي براي امام و شيعيان در دوره هاي مختلف به خصوص در دوره امامحسن عسكري(ع) اين جو حاكم بود.
برخي از شيعيان گزارش مي دهند بر سر راه امام در خيابان ابي قطيعه بن داود كه يكي از راههاي امام به دارالحكومه بود، مي نشستيم تا در مسير امام از آن حضرت استمداد يا ديدارش كنيم و امام از منظور آنها آگاهي يافته و حاجاتشان را برآورده مي ساختند.
جمعي از شيعه در لشكرگاه سامرا كه امام از آنجا تحت مراقبت سربازان به دارالحكومه برده مي شد، اجتماع كردند تا امام را زيارت كنند. اما امام با ارسال توقيعي به آنان چنين فرمودند: «هيچ يك از شما در اين حال به من سلام نكند و به سوي من اشاره ننمايد، چون جان همه شما در خطر است و شما تحت مراقبت مأموران حكومتي هستيد» با اين نامه امام جان شيعه را از خطر حتمي نجات داد. حفظ جان مردم و نواميس آنها براي ائمه(ع) خيلي مهم بوده كه به تأسيس قانون تقيه منجر شد و در شيعه يك مؤلفه حقوقي شكل گرفت كه نفوس و آثار شيعه را حفظ مي نمود.
4- جايگاه اجتماعي امام
اگر ائمه را در دوره خودشان بدون در نظر گرفتن قداست معنوي و ماوراي طبيعي از نظر علمي مورد شناسايي قرار دهيم، از هر لحاظ در جامعه ممتاز شناخته شده اند، در حالي كه شرايطي كه براي ديگران در فعاليت اجتماعي و ابراز استعدادهايشان وجود داشت براي آنها هرگز اين فرصتها حاصل نشد، بلكه در اندك فرصتها اين منزلت متمايز علمي و معنوي براي آنها به دست آمده و در قلوب دوستان و دشمنان ذكر جميل يافته اند.امام حسن عسكري(ع) در مدينه كه سرور بني هاشم، و مورد احترام عام و خاص بود، چنان كه پدرانش اين محبوبيت را داشتند، در سامرا نيز جايگاه مردمي ويژه اي يافته بود و هر روز به موقعيت امام افزوده مي شد. حاكمان عباسي نيز تحت تأثير همين جو تظاهر به احترام مي كردند و آن حضرت را همراه مركب سلاطين با تجليل ظاهري گاهي به برخي از نقاط با خود مي بردند.
از پسر خاقان كه از دشمنان اهل بيت و از كارگزاران خراج عباسيان در قم بود نقل شده من از بني هاشم و خاندان علي فردي چون حسن بن علي عسكري(ع) در سامرا نديده و نشنيده ام كه چنين باوقار؛ با عفاف؛با هوش؛با فضيلت و بزرگ منشي شناخته شده و مورد احترام سلطان (عباسي) باشد. پدرم از او تجليل فراوان مي كرد و در پيش همه عزيز بود و دوست و دشمن گراميش مي داشت.نقل شده وقتي حضرت با مركبش به سوي دارالحكومه مي رفت، مردم به شوق ديدارش به محل حركت و بر سر راه آن حضرت اجتماع كرده و اظهار شادي و شوق به امام مي كردند. مسير راهش پر از جمعيت مشتاق بود كه با ديدن امام، صداي شادي شان بلند مي شد و امام را با اين اظهار احساسات تا محل جلوسش بدرقه مي كردند.
اين اظهار علايق براي دربار عباسي گران تمام مي شد و آنها از عشق و محبت مردم نسبت به امام حسادت و كينه دل مي شدند. لذا تا مي توانستند امام را به دور از چشم مردم به دربار مي بردند، در اين موقعيت حساس امام با تدابير خاص وظايف سنگين امامت و هدايت جامعه را عهده دار بودند و به خوبي ايفا مي كردند.
5- استراتژي امام در حفظ تشيع و اسلام اصيل
امام حسن عسكري(ع) در اين شرايط بحراني هم بايد از دستاوردهاي دوره هاي پيشين امامت مراقبت مي كردند و هم از جان شيعيان و فرهنگ و ارزشهاي ديني كه در معرض آسيبهاي مهلك قرار داشت پاسداري مي نمودند، چون از طرفي دوران حضور امامت در ميان مردم بتدريج رو به پايان مي رفت و هم دشمنان شيعه نسبت به شيعه سختگيرتر از دوره هاي قبلي مي شدند و حساسيت آنها نسبت به شيعه و دستگاه امامت بيش از دوره هاي قبل بود.
امام(ع) به خوبي دريافته بودند كه جان فرزند خردسالشان در خطر است و شيعيان نيز با اوضاعي مواجه مي شوند كه به مراتب از نظر سياسي و فرهنگي مخاطره آميزتر از دوره هاي گذشته است، آن حضرت حلقه اتصال امامت به دوره غيبت بودند كه بايد اذهان و توجه شيعه را به اين مهم نيز جلب مي نمود و شرايط را به گونه اي مهيا مي كرد تا دوره آينده براي شيعه قابل تحمل باشد. اگر چه اين زمينه و برخي از مقدمات ضروري از قبل توسط ائمه ديگر فراهم شده بود، اما نقطه اتصال نهايي با امام حسن عسكري(ع) بود. از اين روي امام(ع) با تدابير متعدد زمينه را مساعد نمودند تا شيعه و امامت از اين راه پرخطر و صعب به سلامت بگذرد.
الف - استمرار و توسعه سازمان وكالت :
تشكيل اين سازمان يك ضرورت حياتي براي شيعه بود كه در زمان امام هادي(ع) تأسيس شد. اگر چه مبناي شكل گيري آن در دوره هاي پيشين نيز بود، اما براساس اقتضاي زماني و نياز مبرم در اين دوره كارآيي بيشتر داشت. در دوره امام عسكري(ع) نياز بيشتر محسوس شد و وكلا و نمايندگان امام در نقاط مختلف جهان اسلام مأمور ابلاغ مسايل موردنياز شيعه و رتق و فتق و حل مشكل شيعيان بودند، همين سازمان در استمرار خود به دوره غيبت كشيده شد و نياز پيش از پيش اين دوره به آن، ضرورت وجود آن را بيشتر محسوس نمود.
نايبان خاص دوره غيبت صغري امام زمان(عج) نقش مهمي در حفظ شيعه و دستاوردهاي امامت در دوره هاي پيشين داشتند. برخي از وكلاي امام حسن عسكري(ع)، وكلاي امام زمان نيز بودند، نيابت از امام و وكالت خاص در غيبت صغري زمينه ساز نيابت عامه در غيبت كبري نيز بود. نيابت فقهاي غيبت كبري با اشاره امام زمان از نتايج مهم شكل گيري سازمان وكالت مي تواند باشد، نقش و كاركرد فقها در دوره كبري نقش صيانت و حفظ ميراث امامت در دوره هاي پيشين است كه امام حسن عسكري(ع) اين سبك را بنيان نهاد كه بتدريج تكامل آن در ولايت فقهاي بزرگ شيعه و مراجع تقليد تجلي و نمايان شد.
ب - نوشتن توقيع و نامه :
يكي از روشهاي امام حسن عسكري(ع) در صيانت از شيعه و ميراث امامت اتخاذ شيوه توقيع نگاري بود كه براساس نياز و ضرورت زماني، اين شيوه متداول شد، اگر چه پيش از اين نيز توسط ائمه(ع) مرسوم بود. اما از ويژگي هاي خاص اين دوره و پس از آن در دوره غيبت صغري، اين اصل بود كه امام شيعه را از خطرها و از مسايل مورد نيازشان آگاه ساخته و آنها را از اقدام به برخي از كارها با اين وسيله باز مي داشتند تا خطري متوجه آنها نباشد. آگاهي دادن به شيعه از مسايلي كه از آن مطلع نبودند بااين روش انجام مي گرفت كه بدون درخواست از طرف شيعه و شاگردان امام اين نوشته ها از طرف امام ارسال مي شد كه نظاير فراوان دارد.
ج - مكاتبه بين امام و شيعه:
اين روش نيز در عصر امام حسن عسكري(ع) با سختي و در نهايت مراقبت و با اشكال مختلف صورت مي گرفت. چون امام تحت مراقبت شديد قرار داشتند، از خواص شيعه و علماي شيعه وقتي در وظايف يا امور ديگر با مشكل مواجه مي شدند، اقدام به نامه نگاري به امام مي كردند و آن حضرت پاسخ آنها را مي نوشتند و به آنها مي رساندند. براي نمونه يك شيعه به امام نامه نوشت معناي فرموده رسول خدا(ص) به اميرمؤمنان(ع) كه فرمود: «من كنت مولا فعلي مولاه» چيست؟ آن حضرت پاسخ نوشت پيامبر علي(ع) را با اين جمله نشانه اي قرار داد كه هنگام اختلاف و فرقه فرقه شدن معلوم باشد، چه كسي حزب خداست. به عبارت ديگر هر گروهي با علي باشد با خداست.
درباره احكام شرعي و مسايل مختلف نيز از امام مي پرسيدند و امام جوابشان را مرقوم مي فرمودند كه در منابع ضبط شده در دوره امام عسكري(ع) شيعه آمادگي خود را براي غيبت بايد داشته باشد، از اين روي تحت راهنمايي و هدايت امام علماي بزرگ شيعه به جمع آوري احاديث و نوشتن آثار فرهنگي اقدام كردند، در اين دوره آثاري از علماي شيعه و اصحاب ائمه به چشم مي خورد كه اصول احاديث شيعه بوده و نتيجه آ نها در منابع حديثي و رجالي امروزي به خوبي مشاهده مي شود كه مدارك و اسناد اوليه فرهنگ شيعه مي باشند. از جمله ميراث اين دوره مي توان به «المحاسن» كه مجموعه اي است از احاديث ائمه(ع) اشاره كرد.
در اين دوره علاوه بر كتابهاي حديثي كتابهايي نيز در دفاع از عقايد شيعه اثني عشري توسط اصحاب امام نگاشته شده مثل كتاب «الرد علي الواقفيه» كه توسط حسن موسي الخشاب نوشته شده است از جمله اصحاب امام(ع) كه در نوشتن آثار نقش داشت «ابن حمزه» است كه آثار روايي زيادي از ائمه در پيش او بوده است در رجال طوسي براي آن حضرت شاگردان و اصحاب فراواني ذكر شده است كه برخي از آنها از بزرگان شيعه بوده و آثار فراواني از خود برجاي گذاشته اند.

ماخذ

1- كافي، كليني
2- بحارالانوار، مجلسي
3- توحيد، شيخ صدوق
4- التنبيه و الاشراف، مسعودي
5- الكامل، ابن اثير
6- الغيبة، شيخ طوسي
7- رجال، طوسي و نجاشي
8- كمال الدين، شيخ صدوق
9- الارشاد، شيخ مفيد
10- الخرائج، راوندي

اميرعلي حسنلو--منبع: روزنامه قدس


نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد



با عضویت در کانال تلگرام سایت جهانی کربلا از آخرین مطالب باخبر شوید .عضویت در کانال تلگرام