امروز جمعه, 29 تیر 1397 - Fri 07 20 2018

منو

بيماري امام سجاد(ع) ، مصلحت خدا

 

 

متاسفانه بسياري از مردم ناآگاه از امام چهارم به عنوان امام بيمار ياد مي كنند و با ذكر اين لقب در ذهن آنان شخصي رنجور و ناتوان با چهره اي زرد و پژمرده و روحي افسرده تداعي مي شود در حالي كه واقعيت غير از اين است. زيرا امام سجاد(ع) تنها در كربلا مدت كوتاهي بيمار بوده است و پس از آن بهبود يافته و در حدود 35 سال همچون ساير ائمه از سلامت جسماني برخوردار بوده است.


بي شك بيماري موقت آن حضرت در آن حادثه عنايت و لطف خداوندي بوده است تا بدين وسيله از وظيفه جهاد معذور گردد و وجود مقدسش از خطر كشتار مزدوران يزيد محفوظ بماند و از اين رهگذر رشته امامت تداوم يابد. اگر حضرت بيمار نبود مي بايست در جهاد با يزيديان شركت كند و در اين صورت همچون ساير فرزندان و ياران پدرش به شهادت مي رسيد و نور هدايت خاموش مي شد.
سبط ابن الجوزي مي نويسد: علي بن الحسين(ع) چون بيمار بود كشته نشد.[1]
محمد بن سعد مي نويسد: آن روز (روز عاشورا) كه علي بن الحسين همراه پدرش بود، بيست و سه يا بيست و چهار سال داشت و هر كس بگويد كه او در آن زمان كوچك بوده و موي بر نياورده بوده، بي اساس است بلكه او آن روز بيمار بود و به همين جهت در جنگ شركت نكرد.[2]
ذهبي مي گويد: چون مريض بوده شهيد نشده است.[3]
شيخ كليني از امام باقر(ع) روايت مي كند كه امام حسين(ع) در حادثه عاشورا در لحظات آخر برخي امانت ها را به دخترش فاطمه سپرد كه به علي بن الحسين(ع) انتقال بدهد. زيرا امام سجاد(ع) سخت بيمار بودند.[4]
ابن عنبه مي گويد: حضرت در نبرد شركت نكرد زيرا بيمار بود.[5]
همچنين از زبان سيدالساجدين اين گونه روايت است كه شب عاشورا هنگامي كه حضرت ياران خويش را گرد آورد تا با آنان گفتگو كند من نيز كه بيمار بودم نزديك آنان رفتم تا سخنان حضرت را بشنوم. «و انا اذا ذاك مريض.»[6]
براي روشن شدن اين مطلب و اينكه جاي هيچ شك و شبهه اي باقي نماند در ادامه به قسمتي از جريان حادثه كربلا اشاره مي نمايم:
هنگامي كه امام حسين (ع)) تنها ماند و به هر سو نگاه كرد، براي خود يار و ياوري نديد، صدا زد:
«هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله؛ آيا كسي هست كه از حرم رسول خدا(ص) حمايت و دفاع كند؟!...»
اين سخن آنچنان جگر سوز بود كه وقتي بانوان حرم، آن را شنيدند، صداي گريه ي آنها بلند شد، در اين هنگام امام سجاد(ع) كه سخت بيمار و در بستر بود برخاست و به زحمت از خيمه اش بيرون آمد، به قدري ناتوان بود كه نمي توانست شمشير خود را حمل كند.
در حادثه جانسوز كربلا، وجود نازنين امام چهارم(ع)، به شدت دچار بيماري گشت، و در اثر آن ضعف و سستي فراواني بر بدن مبارك آن حضرت چيره شد، به گونه اي كه حتي توانايي حمل شمشير را نداشت. همين امر موجب شده كه بسياري از مردم از سر ناآگاهي، امام چهارم را به عنوان امام بيمار شناخته و همواره در صفحه ي ذهنشان اين پندار غلط نقش بسته شده كه امام سجاد(ع) شخصي بيمار و ناتوان و ضعيف بوده است.
ام كلثوم (س) تا نگاهش به حضرت افتاد فرياد زد: به خيمه برگرد. امام سجاد(عليه السلام) فرمود: اي عمّه، مرا رها كن تا در ركاب پسر رسول خدا(ص) با دشمن بجنگم.
امام حسين(ع) متوجه شد و فرياد زد: اي ام كلثوم، او را نگهدار، تا زمين از نسل آل محمد(ص) خالي نماند.[7]
ابن سعد همچنين گزارش مي دهد كه : پس از كشته شدن حسين بن علي، شمر به سوي علي بن الحسين آمد و او بيمار بود و در بستر خوابيده بود. شمر گفت: اين را بكشيد. يكي از همراهان وي گفت: سبحان الله! آيا جواني را كه بيمار است و در جنگ هم شركت نكرده است را بكشيم؟ در اين هنگام عمربن سعد در رسيد و گفت: با اين زنان و اين بيمار كاري نداشته باشيد.[8]
شيخ مفيد از حميد بن مسلم يكي از سپاهيان يزيد چنين نقل مي كند: روز عاشورا به چادر علي بن الحسين رسيديم. او سخت بيمار و بر بستري خوابيده بود. شمر با گروهي از پيادگان آمد، به او گفتند: آيا اين بيمار را نمي كشي؟ من گفتم: سبحان الله! آيا كودكان را هم مي كشيد؟! اين كودكي است و بيماري او را از پا درخواهد آورد و چندان از اين سخنان گفتم تا آنان را از كشتن او بازداشتم. در اين هنگام عمربن سعد آمد. زنان به روي او فرياد زدند و گريستند. او به افراد خود گفت: هيچ كس از شما به خانه هاي اين زنان داخل نشويد و متعرض اين جوان نشويد.[9]
بنابراين بيماري امام سجاد(ع) در جريان ماندگار كربلا، صرفاً مصلحتي بود از جانب خداوند حكيم و عليم براي حفظ حيات آن حضرت و نه چيز ديگر. پس هرگز نبايد دچار اين پندار غلط شويم كه بيماري آن حضرت، نشان از ضعف و ناتواني ايشان در مقابل لشگر يزيديان ملعون است، براي اينكه اين پندار غلط براي هميشه از ذهن ها پاك شود، شايسته است كه انسان به سخنراني هاي آتشين امام سجاد(ع) در كوفه و شام نظر افكند، كه حضرت در آن سخنان ماندگار و جاودانه، بر قلب كثيف دشمنان خدا، تيري مهلك و بر دهان پليد آنها مشتي آهنين كوبيد. اينك به نمونه اي از آن سخنان دندان شكن اشاره مي نمايم:
وقتي ابن زياد به دارالاماره آمد، بعد از گفتگوي مختصري كه ميان او و عقيله بني هاشم زينب كبري صورت گرفت، ابن زياد به سوي امام سجاد(عع) متوجه شد و گفت: اين جوان كيست؟ گفتند: او علي بن الحسين(ع) است. ابن زياد گفت: مگر خدا علي بن الحسين را نكشت؟
زين العابدين(ع) فرمود: من برادري داشتم كه او هم علي بن الحسين نام داشت و مردم او را كشتند. ابن زياد گفت: بلكه خدا او را كشت.
امام چهارم فرمود: «الله يتوفي الانفس حين موتها؛ خداوند جانها را به هنگام مرگ دريافت مي كند.»[10] (يعني خدا جان كساني را مي گيرد كه عمر طبيعي خود را كرده باشند و پيمانه ي عمرشان پر شده باشد نه مثل شهداي كربلا كه هنوز عمر طبيعي خود را سپري نكرده بودند و لذا قاتل آنها شما هستيد نه خدا)
ابن زياد با عصبانيّت مي گويد: تو چطور جرأت مي كني كه به من جواب دهي؟ سپس دستور داد او را بيرون برده و گردن بزنند.
زينب كبري از شنيدن اين سخن به خشم آمد و فرمود: اي پسر زياد تو ديگر كسي را از ما باقي نگذاشتي. اگر تصميم داري كه اين جوان را بكشي، پس مرا هم با او بكش. امام سجاد(ع) در اين هنگام به عمّه اش زينب فرمود: عمه جان، شما سكوت كن تا من با او سخن بگويم. سپس آن حضرت به جانب ابن زياد رو كرد و فرمود: «اَبِالْقَتْلِ تُهَدِّدُني يَاابْنَ زِيادٍ!أَما عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنا عادَةً وَ كَرامَتُنَا الشَّهادَةُ؛ اي پسر زياد! آيا مرا به كشتن تهديد مي كني؟ مگر نمي داني كه كشته شدن عادت ما و افتخار ما در شهادت است؟!
با اين سخنان آتشين ابن زياد، چنان مغلوب و در هم شكسته گشت كه ديگر نتوانست به بحث ادامه دهد و تنها كاري كه انجام داد اين بود كه دستور داد امام چهارم(ع) و اهل بيت ايشان را در خانه اي كه كنار مسجد بزرگ كوفه بود، جاي دهند.[11]

پی نوشتها :

1-تذكرة الخواص، ص324.
2- طبقات ابن سعد، ج5، ص105.
3- شذرات الذهب، ج1،ص 105.
4- كافي، باب علي بن الحسين0ع)، حديث اول؛ اعلام الوري، ص152.
5- عمدة الطالب، ص173.
6- ارشاد، ج2، ص91.
7- سوگنامه آل محمّد، نوشته محمّدي اشتهاردي، ص333.
8- طبقات الكبري، ج5، ص212.
9- ارشاد، ص242.
10- قرآن كريم، سوره زمر، آيه 42.
11- لهوف سيدبن طاووس، ص190.

منبع و ماخذ: سيره پيشوايان، ص235؛ امام سجاد(ع) الگوي زندگي، ص26ٰ‌.


نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد
  1. منتظران ظهور
  2. اندیشه
  3. حوزه علمیه
  4. جهاد و حماسه
  5. فضای مجازی
  6. اجتماعی
داستان خواندنی از فرزندی که با دعای امام زمانش متولد شد

از جمله فقهاء نامدار و محدثان بزرگ و ا...

منظور از مهدویت چیست؟

اعتقاد به مهدی موعود مسئله ای است که...

شیخ مفید از زبان امام زمان (عج)

  توقیعات حضرت بقیة الله (روحی له الف...

دوازده نشانه عالى برای انتظار

    بعضى از علماى بزرگ براى درجه عال...

عيد قربان در آيات و روايات

مراسم حج بيش از هرچيز ناظر بر ايجاد و ...

بهترین زن در نگاه و گفتار رسول خدا صلى الله علیه و آله

درباره بهترین ها باید بهترین افراد نظر...

راه های رسیدن به آرزوها

حقیقت این است که شما جز با تلاش و کوشش...

اعمال مستحبی ماه رجب

نخستین شب از ماه رجب در حالی آغاز می‌ش...

از شیطان پرستی چه می دانید ؟

اعوذبالله من نفسی بسم الله حسبی ا...

» شیطان پرستی چیست ؟ سال‌های پس از رن...

  » اصول شیطان پرستیاصول شیطان پرستیدر ...

 نمادهای شیطان پرستی

نمادهای شیطان پرستی در بررسی نمادها...

عيد قربان در آيات و روايات

مراسم حج بيش از هرچيز ناظر بر ايجاد و ...

بهترین زن در نگاه و گفتار رسول خدا صلى الله علیه و آله

درباره بهترین ها باید بهترین افراد نظر...

راه های رسیدن به آرزوها

حقیقت این است که شما جز با تلاش و کوشش...

اعمال مستحبی ماه رجب

نخستین شب از ماه رجب در حالی آغاز می‌ش...

داستان خواندنی از فرزندی که با دعای امام زمانش متولد شد

از جمله فقهاء نامدار و محدثان بزرگ و ا...

منظور از مهدویت چیست؟

اعتقاد به مهدی موعود مسئله ای است که...

شیخ مفید از زبان امام زمان (عج)

  توقیعات حضرت بقیة الله (روحی له الف...

دوازده نشانه عالى برای انتظار

    بعضى از علماى بزرگ براى درجه عال...

عيد قربان در آيات و روايات

مراسم حج بيش از هرچيز ناظر بر ايجاد و ...

بهترین زن در نگاه و گفتار رسول خدا صلى الله علیه و آله

درباره بهترین ها باید بهترین افراد نظر...

راه های رسیدن به آرزوها

حقیقت این است که شما جز با تلاش و کوشش...

اعمال مستحبی ماه رجب

نخستین شب از ماه رجب در حالی آغاز می‌ش...



با عضویت در کانال تلگرام سایت جهانی کربلا از آخرین مطالب باخبر شوید .عضویت در کانال تلگرام