Sidebar

 

علل و انگیزه ی قیام امام حسین (علیه السلام) از چند نظر قابل بررسی است که در این مبحث به اهم آنها اشاره می گردد:

الف) اطاعت و عبودیت حق

اصولاً باید توجه داشت که علم اولیای الهی به گذشته و اینده ی خود و دیگران، تغییری در زندگی عادی و روزمرّه ی آنها نداده، بلکه مثل سایر مردم تکالیف ظاهری شرعی خود را انجام می دهند.



 و بنابراین، محور در حرکت ها و تصمیم گیری های آنها در همه ی امورِ خود، انجام وظیفه ی الهی و عبودیت و اطاعت اوست، بدون در نظر گرفتنِ علم خود و اینکه نتیجه ظاهری آن چه خواهد شد، چنانکه خداوند در قرآن کریم خطاب به رسول الله (صلی الله علیه و آله) می فرماید:

«بگو: نماز و طاعت و کلیه ی اعمال من، و حیات و مرگم، همه برای خداوندی است که پروردگار عالمیان است، شریکی برای او نیست و به همین (اخلاص کامل) مرا فرمان داده اند و من اولین کسی هستم که تسلیم امر خدا هستم».(1)

حضرت سید الشهدا (علیه السلام) نیز در پاسخ به بعضی افراد که دلیل حرکتشان را با توجه به شرایط خطرناک موجود، سؤال می کردند، به همین مسأله اشاره می فرمودند، که ذیلاً بعضی از آنها ذکر می گردد:

1. حضرت به عبدالله بن جعفر و یحیی فرمودند:

«رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در خواب دیدم و مرا به آنچه که انجام می دهم امر فرمود ...»(2)

2. و نیز به امّ سلمه فرمود:

«ای مادر، همانا خداوند عزّوجلّ خواسته که مرا کشته شده و سر بریده به ظلم و دشمنی ببیند».(3)

3. در بخشی از خطبه ای که هنگام عزیمت به عراق ایراد نمود، می فرماید:

«خشنودی خداوند، خشنودی ما اهل بیت است».(4)

و در قسمتی از زیارت حضرتش نیز چنین آمده است:

«شهادت می دهم که ... تا فرا رسیدن یقین (یعنی مرگ) خداوند را با اخلاص، عبادت نمودی».(5)

در بعضی از زیارت های دیگر سیدالشهدا (علیه السلام) خطاب به خود حضرت یا مجموع ائمه (علیهم السلام)،(6) و نیز در زیارت رسول الله (صلی الله علیه و آله)(7) نظیر جمله «عَبَدتَ الله ...» و شبیه به آن(8) دیده می شود، که مراد همان مقام عبودیت و بندگی حقّ است که در تمام مراحل زندگی فقط توجه به عمل کردن به خواست پروردگار دارند، و این بالاترین و بارزترین نشانه بندگی آنها، بلکه هر مؤمن واقعی است.

و اصولاً تا انبیاء و اولیاء (علیهم السلام) بنده ی واقعی نباشند، مقام رسالت و نبوّت و ولایت و امامت به آنان داده نخواهد شد، که:

«وَ اَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ».

و مؤمنین نیز پس از رسیدن به این مقام، سایر مقامات عالیه به آنها عطا خواهد شد. جملة «رِضَا اللهِ رِضَانَا اَهْلَ الْبَیتِ» نیز از آثار عبودیت واقعی است.

ب) امتحان مردم

خداوند بشر را بدون امتحان رها نخواهد کرد. خوبان به واسطه ی این امر به اعلی درجه ی کمال عروج کرده، و بَدان به اَدنی منزلت پستی نزول خواهند نمود.

البتّه امتحان برای کسانی که در رأس خوبی ها قرار دارند و به مقام مخلَصین (به فتح لام) رسیده اند، به معنای آزمایش نیست؛ زیرا آنها از چنین امتحانی خلاص شده اند، بلکه امتحان آنها نظیر سیدالشهدا (علیه السلام) تنها پیاده کردن عبودیت و وصول به مقام «و برای تو در بهشت ها درجات و مقاماتی است که جز با شهادت به آنها نخواهی رسید»(9) است.

در واقع، امتحان برای مؤمنان حرکت به سوی مقام مخلَصین (به فتح لام) است، و برای حضرتش ظهور دادن عبودیت و خصیصه ای است که خداوند برای وی قرار داده، و برای کفّار و تبهکاران نیز ظهور خبث باطنی آنها است.

به هر یک از اقسام امتحان در کلمات آن حضرت و غیر او اشاراتی شده است. به ذکر برخی از آنها می پردازیم:

1. حضرت در کلامشان با گروه های جن فرمودند:

«و اگر من در جای خود بمانم، این قوم هلاک شده به چه چیزی امتحان گردند؟ و با چه چیزی (خوبان از بَدان) جدا شوند؟»(10)

2. و نیز در شب عاشورا، وقتی که گروهی از سواران عمر بن سعد برای پاس دادن، از کنار ایشان عبور می کنند، استشهاد به این ایه ی شریفه می فرمایند:

«خداوند، مؤمنین را در حالی که شما بر آن هستید، رها نمی کند تا اینکه شخص پلید را از شخص پاکیزه جدا فرماید.»(11)

3. در خطبه ی فاطمه صغری (سلام الله علیها) چنین آمده است:

«همانا ما اهل بیتی هستیم که خداوند متعال ما را با شما، و شما را با ما امتحان نمود، و امتحان ما را نیکو قرار داد.»(12)

4. در تفسیر امام (علیه السلام) آمده است:

«امام (علیه السلام) فرمود: و هنگامی که (خداوند)، امام حسین (علیه السلام) و یاران او را با لشگری که آنان را کشتند، امتحان نمود ...».(13)

ج) اتمام حجّت

علّت دیگر قیام آن حضرت، اتمام حجّت بر کسانی بود که نامه نوشتند و از حضرت برای مقابله با امویان یاری خواستند، چنانکه قسمتی از فرمایشات حضرت که به امر اشاره داشت، در فصل دهم گذشت.

د) برداشتن موانع پیشرفت اسلام

در تاریخ عاشورا نوشته اند که حضرت در نبرد نمایانی که بعد از اتمام حجت های بسیار، با آن قوم ظالم و کافر نمود، آن قدر از آن جمعیت کشت که مردم کشتار امیرالمؤمنین (علیه السلام) در جنگ هایشان را فراموش کردند. (از هزار و نصهد و پنجاه نفر تا بیش از ده هزار نفر نقل کرده اند.)(14)

روشن است که این کشتار هرگز برای تسلّی خاطر و شفای دل نبوده است، چون با مقام عصمت و ولایت نمی سازد، بلکه می توان گفت در مرحله اوّل عمل به وظیفه ی عبودیت و بندگی نمودن، و در مرحله دوّم برداشتن خارها و موانع پیشرفت اسلام بوده است، که با دید مقام عصمت و امامت تحقّق آن میسّر است؛ چنانکه حضرت نوح (ع) هنگام نفرین بر قوم خود، به این امر اشاره فرمود:

«و نوح عرض کرد: پروردگارا! احدی از کافران را روی زمین باقی مگذار، زیرا اگر باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می کنند و جز بدکار و فاجر، و کافر سرسخت و معاند از آنان به ظهور نمی رسد».(15)

خاتمه

در پایان، این مبحث را به دو روایت از امام باقر (علیه السلام) که مناسب با موضوع این مبحث است، مزین کرده و توضیح بیشتر را به مباحث دیگر و تأمل خوانندگان محترم واگذار می نماییم:

1. امام باقر (علیه السلام) فرمود:

«اگر در کنار امام حسین (علیه السلام) تمام اهل زمین هم می جنگیدند، همه ی آنها کشته می شدند.»(16)

2. محمد بن مسلم از آن حضرت نقل می کند، که فرمود:

«به خدا قسم، آنچه را (صلح) که حسن بن علی (علیهما السّلام) انجام داد، از آنچه خورشید بر او می تابد، برای این امّت بهتر بود؛ و به خدا قسم، درباره ی او این ایه نازل شده: «ایا نمی نگری (تعجب نمی کنی) به کسانی که به آنان گفته شد: اکنون (از جنگ) دست نگهدارید و نماز بخوانید و زکات دهید»(17) که همانا مراد از آن طاعت امام است؛ ولی جنگ را طلب نمودند، «و هنگامی که جنگ (در خدمت امام حسین برایشان) واجب گشت»،(18)

«گفتند: پروردگارا، چرا جنگ را بر ما واجب کردی، چه می شد اگر عمر ما را تا اجل (و هنگام مرگ طبیعی) که نزدیک است، تأخیر می انداختی!»(19) و فرمایش خداوند «پروردگارا، ما را تا اجل نزدیک تأخیر بیانداز تا دعوت تو را اجابت کرده و از پیامبران تو پیروی کنیم.»(20) آنان تأخیر آن را تا زمان قائم (علیه السّلام) خواستند.»(21

 

پی نوشت:

1. سوره انعام، ایه 162 و 163.

2. بحارالانوار، ج 44، ص 366. (در ذیل این حدیث، حضرت پس از سؤال کردن آنها از این رؤیا از ذکر آن خودداری می فرمایند).

3. بحارالانوار، ج 44، ص 331.

4. بحارالانوار، ج 44، ص 367.

5. کامل الزیارات، ص 207، باب 79، زیارت 5.

6. کامل الزیارات، ص 202، زیارت 3.

7. کامل الزیارات، ص 15.

8. کامل الزیارات، ص 197، زیارت اوّل و نیز ص 199، زیارت دوم، و نیز ص 202، زیارت سوم.

9. بحارالانوار، ج 44، ص 328.

10. بحارالانوار، ج 44، ص 331.

11. بحارالانوار، ج 45، ص 3.

12. ذریعه النجاه، ص 172.

13. بحارالانوار، ج 45، ص 90، روایت 29.

14. ذریعه النجاه، ص 135 و 136.

15. سوره نوح، ایه 26 و 27.

16. بحارالانوار، ج 44، ص 218، روایت 4.

17. سوره نساء، ایه 77.

18. سوره نساء، ایه 77.

19. سوره نساء، ایه 77.

20. سوره ابراهیم، ایه 44. و صدر ایه این چنین است: «بترسان مردم را از روزی که عذاب و کیفر آنان فرا می رسد، و کسانی که ظلم کردند، می گویند: پروردگارا ...».

21. بحارالانوار، ج 44، ص 217، روایت 2.


 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0
نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد
  1. مهدویت
  2. شیعه شناسی

نگاهی بر زندگانی شخصى امام زمان(عج)

حضرت رضا علیه السلام فرمود:
(( و ما لباس القائم (عج ) الا الغلیظ و لا طعامه الا الخشب ؛))
((لباس قائم (عج ) جز پارچه زبر و خشن ، و غذاى او جز غذاى ساده نیست .)) (۱)
او در برخورد با مستضعفان آنچنان است که به فرموده پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم .
هنگام حکومت مهدى (عج ) نیازمندانى به حضورش مى آیند و درخواست نیازمندیهاى خود مى کنند، آن حضرت مقدارى که درخواست کنندگان بتوانند حمل کنند بدون شماره به آنها مى دهد. (۲)

آشنایی با چاه عریضه در مسجد جمکران

حتما شما هم درباره چاه عریضه در مسجد جمکران شنیده اید. سوالی که برای بسیاری پیش می آید این است که آیا این چاه مورد تایید حضرت مهدی (عج) است و ایشان دستور حفر این چاه را داده اند؟ سایت مصاف با شیطان در ادامه به تحقیق در این مسئله پرداخته است…

عریضه نویسی» بمعنی عرض حال کردن به کسی برای چاره جویی در کاری می باشد که معمولا از سوی فردی که در رتبه پایین تر قرار دارد به کسی که در رتبه بالاتر قرار دارد انجام می گیرد(۱) و در اصطلاح رقعه ای (کاغذی) است که فرد حاجتمند آن را یا خطاب به خدا می نویسد و در آن خدا را به حق و منزلت معصومین برای برآورده شدن حاجتی سوگند می دهد و یا مستقیما خطاب به حضرات معصومین (ع) بخصوص امام عصر (عج) نوشته می شود که آنها را واسطه قرار داده و برآورده شدن حاجت و یا رفع گرفتاری خود را از آنها می خواهد، و سپس در آب روان، دریا، چاه آب و … می اندازد.

احساس امام زمان به منتظران

 

اگر از هر شیعه‌ای بپرسیم که «نسبت به امام زمان علیه السلام چه احساسی داری؟» احتمالاً پاسخی‌ خواهد داد که شباهت زیادی با جملات زیر خواهد داشت:

ما شیعیان، به امام زمانمان علاقه‌مندیم و برای سلامتی و ظهورش دعا می‌کنیم. ما تلاش می‌کنیم به یاد او باشیم و رضایت او را بدست آوریم. این‌ها کمترین کاری است که ما می‌توانیم برای ایشان انجام دهیم...

۹۰ اثر خواندن دعای فرج در قنوت

 

 

۱-فرمایش حضرت ولی عصر(عج) بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است
۲- این دعا سبب زیاد شدن نعمت هاست
۳-اظهار محبت قلبی است
۴- نشانه ی انتظار است
۵- زنده کردن امر ائمه اطهار(ع) است

ارتباط با امام زمان (علیه السلام) در عصر غیبت



قسمت اول
اعتقاد بــه وجود امام زمان و حجت حق (عج) از ضروريات مذهب شيعه است. برابر روايات و ادلّه وجود امام در هر زمانى لازم است. زمين بدون حجت باقى نمى ماند. در اين زمان كه حجت الهى در پرده غيب به سر مى برد اين پرسش ها مطرح مى شود :
آيا ارتباط با آن حضرت امكان دارد يا خير ؟ آيا شيعيان و پيروان حضرت مى توانند از محضر آن بزرگوار بهره مند گردند يا خير ؟
سخن در ايــن مقوله از امـكـان عقلى نيست بلكه سخن در اين است كه آيا برابر موازين و رواياتى كه داريم چنين امرى مى شود تحقق يابد يا خير. در اين باره دو ديدگاه وجود دارد :

vertical horizontal