Sidebar

 

فتح دژهای خیبر به دست امیرالمومنین (ع) نه تنها نشان از شجاعت و دلیرمردی آن حضرت دارد بلكه تاییدی بر سخن رسول خداست كه فرمود كسی این قلعه را می گشاید كه خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر نیز او را دوست می دارند.

به گزارش جهان، بیست و چهارم رجب سال هفتم هجری قمری یادآور رشادت بی نظیر امیرالمومنین (ع) در مقابل یهودیانی بود كه به قصد نابودی اسلام، عزم خود را جزم كرده بودند و حضرت علی (ع) در چنین روزی پرچم پیروزی اسلام را از دستان مبارك رسول خدا (ص) گرفت و با جنگاوری خود و كندن دژ نفوذناپذیر خیبر، پشت یهودیان را به لرزه درآورده و باعث فرار آنان شد.

** پیشینه جنگ خیبر

روزی كه ستاره فروزان اسلام در سرزمین مدینه درخشید، ملت یهود بیش از قریش، عداوت پیامبر و مسلمانان را به دل گرفتند و با تمام دسیسه ها و قوای خود بر كوبیدن آن كمر بستند.

یهودیانی كه در مدینه و اطراف آن سكونت داشتند، به سرنوشت شومی كه نتیجه مستقیم اعمال و حركات ناشایست خود آنها بود ، دچار شدند. گروهی از آنها اعدام و برخی مانند قبیله های 'بنی قینقاع' و ' بنی النضیر'، از سرزمین مدینه رانده شدند و در 'خیبر' و 'وادی القری' یا 'اذرعات شام' ، سكونت گزیدند.

جلگه وسیع حاصلخیزی را كه در شمال مدینه، به فاصله 32 فرسنگی آن قرار دارد، ' وادی خیبر 'می نامند كه پیش از بعثت پیامبر، ملت یهود برای سكونت و حفاظت خویش در آن نقطه، دژهای هفتگانه محكمی ساخته بودند.

از آنجا كه آب و خاك این منطقه برای كشاورزی آمادگی كاملی داشت، ساكنان آنجا در امور زراعت و جمع ثروت و تهیه سلاح و طرز دفاع، مهارت كاملی پیدا كرده بودند و آمار جمعیت آنها بالغ بر 20 هزار نفر بود و در میان آنها مردان جنگاور و دلیر فراوان به چشم می خورد.

جرم بزرگی كه یهودیان خیبر داشتند، این بود كه تمام قبائل عرب را برای كوبیدن حكومت اسلام تشویق كردند و سپاه شرك با كمك مالی یهودیان خیبر، در یك روز از نقاط مختلف عربستان حركت كرده خود را به پشت مدینه رسانیدند.

در نتیجه، جنگ احزاب رخ داد و سپاه مهاجم با تدابیر پیامبر و جانفشانی یاران او، پس از یك ماه توقف در پشت خندق ، متفرق شدند و به وطن خود- از آن جمله یهودیان خیبر به خیبر بازگشتند و مركز اسلام آرامش خود را باز یافت.

ناجوانمردی یهود خیبر، پیامبر را بر آن داشت كه این كانون خطر را برچیند و همه آنها را خلع سلاح كند. زیرا بیم آن می رفت كه این ملت لجوج و ماجراجو، بار دیگر با صرف هزینه های سنگین، بت پرستان عرب را بر ضد مسلمانان برانگیزند و صحنه نبرد احزاب بار دیگر تكرار شود. بخصوص كه تعصب یهود نسبت به آئین خود، بیش از علاقه مردم قریش به بت پرستی بود و برای همین تعصب كور بود كه هزار مشرك اسلام می آورد ولی یك یهودی حاضر نبود دست از كیش خود بردارد.

عامل دیگری كه پیامبر را مصمم ساخت قدرت خیبریان را در هم شكند و همه آنها را خلع نماید و حركات آنان را زیر نظر افسران خویش قرار دهد، این بود كه او با ملوك و سلاطین جهان مكاتبه نموده و همه آنها را با لحن قاطع به اسلام دعوت كرده بود. در این صورت هیچ بعید نبود كه ملت یهود ، آلت دست كسری و قیصر شوند و با كمك این دو امپراتور برای گرفتن انتقام، كمر ببندند و نهضت اسلامی را در نطفه خفه سازند و یا خود امپراتوران را بر ضد اسلام بشورانند، چنانكه مشركان را بر ضد اسلام جوان شورانیدند.

بنابراین دلائل ، پیامبر گرامی فرمان داد كه مسلمانان برای تسخیر آخرین مراكز یهود در سرزمین عربستان، آماده شوند و فرمود: فقط كسانی می توانند افتخار شركت در این نبرد را به دست آورند كه در صلح 'حدیبیه' حضور داشته اند و غیر آنان می توانند به عنوان داوطلب شركت كنند ولی از غنائم سهمی نخواهند داشت. پیامبر 'غیله لیثی' را جانشین خود در مدینه قرار داد، پرچم های سفیدی به دست حضرت علی (ع) داد و فرمان حركت را صادر نمود.

* تاكتیك پیامبر اكرم (ص) در هنگام حركت

رسول خدا (ص) به هنگام حركت دادن سپاه اسلام، توجه خاصی به شیوه استتار نظامی داشت. او علاقمند بود كه كسی از مقصد وی آگاه نشود تا دشمن را غافلگیر كرده و قبل از هر گونه اقدامی، محوطه آنها را محاصره كند. علاوه بر این، متحدان دشمن تصور كنند كه مقصد پیامبر به سوی آنها است و برای احتیاط در خانه های خود بمانند و به یكدیگر نپیوندند.

** قصد پیامبر (ص) كشورگشایی نبود

رهبر بزرگ اسلام با هزار و 600 سرباز – كه 200 سوار نظام در میان آنها بود- به سوی خیبر پیشروی كرد هنگامی كه به سرزمین خیبر نزدیك شد، دعای زیر را كه حاكی از نیت پاك او است خواند: بارالها! توئی خدای آسمانها و آنچه زیر آنها قرار گرفته و خدای زمین و آنچه بر آن سنگینی افكنده است. من از تو خوبی این آبادی و خوبی اهل آن و آنچه در آن هست را می خواهم و از بدی های آن و بدی آنچه در آن قرار گرفته ، به تو پناه می برم.

این دعا در حال تضرع، آن هم در برابر هزار و 600 سرباز دلیر كه هر كدام كانون سوزانی از عشق و شور به جنگ و نبرد بودند، حاكی از آن ست كه پیامبر (ص) به منظور كشورگشائی، توسعه طلبی و انتقام جوئی پا به این سرزمین نگذاشته است.

او برای این آمده است كه این كانون خطر را كه هر لحظه ممكن است پایگاهی برای مشركان بت پرست، قرار بگیرد، درهم بكوبد تا نهضت اسلامی از این ناحیه تهدید نشود.

پیامبر اعظم (ص) پس از فتح دژها و خلع سلاح، اراضی و مزارع آنها را به خود آنها واگذار نمود و تنها با اخذ ' جزیه' در برابر حفظ جان و مال آنها اكتفاء كرد.

** موقعیت استراتژیكی دژهای خیبر

دژهای هفتگانه ' خیبر'، هر كدام نام مخصوصی داشتند و نام های آنها به قرار زیر بود: ناعم، قموص، كتیبه، نساه، شق، وطیح و سلالم . برخی از این دژها گاهی به یكی از سران آن دژ منسوب می شد؛ مثلا می گفتند دژ 'مرحب'. همچنین، برای حفاظت و كنترل اخبار خارج دژ، در كنار هر دژی یك برج مراقبت ساخته شده بود تا نگهبانان برج ها، جریان خارج قلعه را به داخل گزارش دهند.

طرز ساختمان برج و دژ طوری بود كه ساكنان آنها بر بیرون قلعه كاملا مسلط بودند و با منجنیق و غیره می توانستند دشمن را سنگباران كنند. در میان این جمعیت 20 هزار نفری، 2 هزار مرد جنگی و دلاور بود كه فكر آنها از نظر آب و ذخائر غذائی كاملاً آسوده بود و در انبارها ذخایر زیادی داشتند.

این دژها آنچنان محكم و آهنین بودند كه سوراخ كردن آنها امكان نداشت و كسانی كه می خواستند خود را به نزدیكی دژ برسانند، با پرتاب سنگ، مجروح و یا كشته می شدند. این دژها، سنگرهای محكمی برای جنگاوران یهود به شمار می رفت.

مسلمانان كه در برابر چنین دشمن مجهز و نیرومندی قرار گرفته بودند، باید در تسخیر این دژها از هنرنمائی نظامی و تاكتیك های جنگی حداكثر استفاده را می كردند.

نخستین كاری كه انجام گرفت، این بود كه شبانه تمام نقاط حساس و راهها، به وسیله سربازان اسلام اشغال گردید. این كار به قدری مخفیانه و در عین حال سریع انجام گرفت كه نگهبانان برج ها نیز از این كار آگاهی نیافتند. صبحگاهان كه كشاورزان 'خیبر' با لوازم كشاورزی از قلعه ها بیرون آمدند، چشمانشان به سربازان اسلام افتاد كه در پرتو قدرت ایمان و بازوان نیرومند و سلاح های برنده، تمام راه ها را به روی آنها بسته اند و اگر قدمی فراتر بگذارند، فورا دستگیر خواهند شد.

این منظره آنچنان آنها را خائف و مرعوب ساخت كه بی اختیار پا به فرار گذاردند و همگی گفتند: محمد با سربازانش اینجاست و فورا درهای دژها را سخت بسته و در داخل دژها شورای جنگی تشكیل گردید.

نتیجه شورا این بود كه زنان و كودكان را در یكی از دژها، و ذخائر غذائی را در دژ دیگر جای دهند و دلیران و جنگاوران هر قلعه با سنگ و تیر از بالا دفاع كنند و قهرمانان هر دژ در مواقع خاصی از دژ بیرون آیند و بیرون دژ با دلیران اسلام بجنگند.

جنگاوران از این نقشه تا آخر نبرد دست بر نداشته، از این جهت توانستند مدت یك ماه در برابر ارتش نیرومند اسلام مقاومت كنند، به طوری كه گاهی برای تسخیر یك دژ، 10 روز تلاش انجام می گرفت و نتیجه ای به دست نمی آمد.

** سنگرهای یهود فرو می ریزد

از مجموع كتاب های تاریخ و سیره چنین استفاده می شود كه سربازان اسلام، دژها را یك یك محاصره می كردند و كوشش می كردند كه ارتباط دژ محاصره شده را از دژهای دیگر قطع نمایند و پس از گشودن آن دژ، به محاصره دژ دیگر می پرداختند.

دژهائی كه با یكدیگر ارتباط زیرزمینی داشتند و یا رزمندگان آنها به دفاع سرسختانه بر می خاستند، گشودن آنها به كندی صورت می گرفت ولی دژهائی كه رعب و ترس برفرماندهان آنها مستولی گشته و یا روابط آنها با خارج به كلی بریده شده بود، به آسانی تحت تسلط در می آمدند و قتل و خونریزی كمتر اتفاق می افتاد و كار به سرعت زیاد پیش می رفت.

** امانتداری در عین نیاز

در حالتی كه گرسنگی شدید بر مسلمانان مستولی گردیده بود و آنان با خوردن گوشت حیواناتی كه خوردن آنها مكروه است، گرسنگی را برطرف می كردند، چوپان سیاه چهره ای كه برای یهودیان گله داری می كرد، حضور پیامبر شرفیاب گردید و درخواست كرد كه حقیقت اسلام را بر او عرضه بدارد. او در همان جلسه بر اثر سخنان نافذ پیامبر ایمان آورد و گفت: این گوسفندان همگی در دست من امانت است و اكنون كه رابطه من با صاحبان گوسفندان بریده شده، تكلیف من چیست؟

پیامبر اكرم (ص) در برابر دیدگان سربازان گرسنه، با كمال صراحت فرمود: در آئین ما خیانت به امانت یكی از بزرگترین جرم ها است. بر تو لازم است همه گوسفندان را تا در قلعه ببری و همه را به دست صاحبانشان برسانی.

چوپان دستور پیامبر (ص) را اطاعت كرد و بلافاصله در جنگ شركت كرد و در راه اسلام جام شهادت نوشید.

** سردار بزرگ خیبر

رسول خدا (ص) برای تصرف دژهای خیبر، فرماندهی لشكر را به عهده دو نفر قرار داد اما آنها نتوانستند پیروز شوند و با ترس از دشمن از میدان باز گشتند. بنا به نقل طبری، پس از بازگشت آخرین فرد از صحنه نبرد، پیامبر و سرداران اسلام سخت ناراحت شدند.

در این لحظات، پیامبر خدا (ص) افسران و دلاوران ارتش را گرد آورد و فرمود: این پرچم را فردا به دست كسی می دهم كه خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر او را دوست می دارند و خداوند این دژ را به دست او می گشاید. او مردی است كه هرگز پشت به دشمن نكرده و از صحنه نبرد فرار نمی كند.

این جمله كه حاكی از فضلیت و برتری معنوی و شهامت آن سرداری است كه مقدر بود فتح و پیروزی به دست او صورت بگیرد، غریوی از شادی توام با اضطراب ودلهره در میان ارتش و سرداران سپاه برانگیخت. هر فردی آرزو می كرد كه این مدال بزرگ نظامی، نصیب وی گردد و این قرعه به او افتد.

سرداران، گرد پیامبر(ص) آمده و دو سردار شكست خورده، با گردن های كشیده متوجه دستور پیامبر شده و می خواستند هر چه زودتر بدانند كه این پرچم پر افتخار به دست چه كسی داده خواهد شد.

سكوت پر انتظار مردم، با جمله پیامبر كه فرمود 'علی كجاست؟' در هم شكست. در پاسخ گفتند كه او دچار درد چشم است و در گوشه ای استراحت می كند و پیامبر (ص) فرمود او را بیاورید.

علی (ع) را سوار بر شتر كرده و در برابر خیمه پیامبر فرود آوردند. این جمله حاكی است كه عارضه چشم به قدری سخت بوده كه سردار را از پای در آورده بود. پیامبر خدا (ص) دستی بر دیدگان او كشید و درحق او دعا كرد. این عمل و آن دعا، مانند دم مسیحائی آنچنان اثر نیك در دیدگان او گذارد كه سردار نامی اسلام تا پایان عمر به درد چشم مبتلا نگردید.

رسول خدا (ص) به علی (ع) دستور پیشروی داد و فرمود كه قبل از جنگ، نمایندگانی را به سوی سران دژ اعزام بدارد و آنها را به آئین اسلام دعوت نماید. اگر آن را نپذیرفتند، آنها را به وظایف خویش تحت لوای حكومت اسلام آشنا سازد كه باید خلع سلاح شوند و با پرداخت جزیه در سایه حكومت اسلامی آزادانه زندگی كنند و اگر به هیچ كدام گردن ننهادند، با آنان بجنگد.

آخرین جمله ای كه پیامبر بدرقه راه علی (ع) كرد این بود كه هر گاه خداوند یك فرد را به وسیله تو هدایت كند، بهتر از این است كه شتران سرخ موی مال تو باشد و آنها را در راه خدا صرف كنی.

** گشودن در خیبر

هنگامی كه امیرمومنان (ع) از ناحیه پیامبر مامور شد كه دژهای 'وطیح' و 'سلالم' را بگشاید. زره محكمی بر تن كرد و شمشیر مخصوص خود، 'ذوالفقار' را حمایل نموده، هروله كنان و با شهامت خاصی كه شایسته قهرمانان ویژه میدان های جنگی است، به سوی دژ حركت كرد و پرچم اسلام را كه پیامبر به دست او داده بود، در نزدیكی خیبر بر زمین نصب نمود.

در این لحظه، در خیبر باز شد و جنگاوران از آن بیرون ریختند و دو تن از جنگاوران معروف یهود به نام 'مرحب' و 'حارث' به دست امام كشته شدند. پس از مرگ حارث، برادرش مرحب برای انتقام وارد میدان شد. امام و مرحب شروع به رجز خوانی كردند.

رجزهای دو قهرمان پایان یافت، صدای ضربات شمشیر و نیزه های دو قهرمان اسلام و یهود، وحشت عجیبی در دل ناظران پدید آورد. ناگهان شمشیر برنده و كوبنده قهرمان اسلام، بر فرق مرحب فرود آمد و سپر و كلاه خود و سنگ و سر را تا دندان، دو نیم ساخت. این ضربه آنچنان سهمگین بود كه برخی از دلاوران یهود كه پشت سر مرحب ایستاده بودند، پا به فرار گذارده و به دژ پناهنده شدند و عده ای كه فرار نكرده، با علی (ع)تن به تن جنگیده و كشته شدند.

حضرت علی (ع) یهودیان فراری را تا در حصار تعقیب نمود. دراین كشمكش، یك نفراز جنگجویان یهود با شمشیر بر سپر علی (ع) زد و سپر از دست وی افتاد. علی (ع) فورا متوجه در دژ گردید و آن را از جای خود كند و تا پایان كارزار به جای سپر به كار برد.

پس از آنكه امیرالمومنین در دژ را بر روی زمین افكند، هشت نفر از نیرومندترین سربازان اسلام از آن جمله ابورافع، سعی كردند كه آن را از این رو به آن رو كنند ولی نتوانستند. در نتیجه قلعه ای كه مسلمانان 10 روز پشت آن معطل شده بودند، در مدت كوتاهی گشوده شد.

شیخ مفید در كتاب ارشاد سرگذشت كندن در خیبر را از امیرالمومنین (ع) چنین نقل می كند: من در خیبر را كنده به جای سپر به كار بردم و پس از پایان نبرد آن را مانند پل به روی خندقی كه یهودیان كنده بودند، قرار دادم. سپس آن را میان خندق پرتاب كردم. مردی پرسید آیا سنگینی آن را احساس نمودی؟ گفتم سنگینی آن را به اندازه سنگینی سپر خود احساس می كردم.

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0
نظر شما به سامانه مدیریت ارسال شده است.

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد
  1. مهدویت
  2. شیعه شناسی

نگاهی بر زندگانی شخصى امام زمان(عج)

حضرت رضا علیه السلام فرمود:
(( و ما لباس القائم (عج ) الا الغلیظ و لا طعامه الا الخشب ؛))
((لباس قائم (عج ) جز پارچه زبر و خشن ، و غذاى او جز غذاى ساده نیست .)) (۱)
او در برخورد با مستضعفان آنچنان است که به فرموده پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم .
هنگام حکومت مهدى (عج ) نیازمندانى به حضورش مى آیند و درخواست نیازمندیهاى خود مى کنند، آن حضرت مقدارى که درخواست کنندگان بتوانند حمل کنند بدون شماره به آنها مى دهد. (۲)

آشنایی با چاه عریضه در مسجد جمکران

حتما شما هم درباره چاه عریضه در مسجد جمکران شنیده اید. سوالی که برای بسیاری پیش می آید این است که آیا این چاه مورد تایید حضرت مهدی (عج) است و ایشان دستور حفر این چاه را داده اند؟ سایت مصاف با شیطان در ادامه به تحقیق در این مسئله پرداخته است…

عریضه نویسی» بمعنی عرض حال کردن به کسی برای چاره جویی در کاری می باشد که معمولا از سوی فردی که در رتبه پایین تر قرار دارد به کسی که در رتبه بالاتر قرار دارد انجام می گیرد(۱) و در اصطلاح رقعه ای (کاغذی) است که فرد حاجتمند آن را یا خطاب به خدا می نویسد و در آن خدا را به حق و منزلت معصومین برای برآورده شدن حاجتی سوگند می دهد و یا مستقیما خطاب به حضرات معصومین (ع) بخصوص امام عصر (عج) نوشته می شود که آنها را واسطه قرار داده و برآورده شدن حاجت و یا رفع گرفتاری خود را از آنها می خواهد، و سپس در آب روان، دریا، چاه آب و … می اندازد.

احساس امام زمان به منتظران

 

اگر از هر شیعه‌ای بپرسیم که «نسبت به امام زمان علیه السلام چه احساسی داری؟» احتمالاً پاسخی‌ خواهد داد که شباهت زیادی با جملات زیر خواهد داشت:

ما شیعیان، به امام زمانمان علاقه‌مندیم و برای سلامتی و ظهورش دعا می‌کنیم. ما تلاش می‌کنیم به یاد او باشیم و رضایت او را بدست آوریم. این‌ها کمترین کاری است که ما می‌توانیم برای ایشان انجام دهیم...

۹۰ اثر خواندن دعای فرج در قنوت

 

 

۱-فرمایش حضرت ولی عصر(عج) بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است
۲- این دعا سبب زیاد شدن نعمت هاست
۳-اظهار محبت قلبی است
۴- نشانه ی انتظار است
۵- زنده کردن امر ائمه اطهار(ع) است

ارتباط با امام زمان (علیه السلام) در عصر غیبت



قسمت اول
اعتقاد بــه وجود امام زمان و حجت حق (عج) از ضروريات مذهب شيعه است. برابر روايات و ادلّه وجود امام در هر زمانى لازم است. زمين بدون حجت باقى نمى ماند. در اين زمان كه حجت الهى در پرده غيب به سر مى برد اين پرسش ها مطرح مى شود :
آيا ارتباط با آن حضرت امكان دارد يا خير ؟ آيا شيعيان و پيروان حضرت مى توانند از محضر آن بزرگوار بهره مند گردند يا خير ؟
سخن در ايــن مقوله از امـكـان عقلى نيست بلكه سخن در اين است كه آيا برابر موازين و رواياتى كه داريم چنين امرى مى شود تحقق يابد يا خير. در اين باره دو ديدگاه وجود دارد :

vertical horizontal